برچسب حسین چنگی

خداداد 1400

این سریا داستان شخصی به نام "خداداد" میباشد که باید برای دختر کوچکش جهیزیه فراهم کند تا او را به خانه بخت بفرستد، اما با ماجراهای زیادی روبه‌رو می‌شود..

او یک فرشته بود 1384

موضوع داستان بدین ترتیب است که بهزاد طی ماجرایی با زنی تصادف می‌کند و او را به خانه می‌آورد. به تدریج حرکات عجیبی از این زن که فرشته نام دارد، سر می‌زند و از سوی دیگری در قالب مردی به نام سرابی سعی در سردرگم نمودن بهزاد دارد. نهایتاً فرشته موجب می‌شود که بهزاد و همسرش رعنا تا پای طلاق بروند و حتی به بهزاد پیشنهاد ازدواج می‌دهد، اما پس از مدتی بهزاد با توجه به رهنمودهای روحانی محل و سخنان فرزندانش متوجه می‌شود که فرشته، شیطان (ابلیس) است و پسرش را در حالی که فرشته قصد کشتن او را دارد، نجات می‌دهد و سپس به درگاه خدا توبه کرده و از گناهانش اظهار پشیمانی می‌کند.

کمربندها را ببندیم 1383

آقای ملکی (فتحعلی اویسی) که صاحب یک آژانس هواپیمایی است، بعد از رسیدن ارثیه هنگفت عمه اش تصمیم به راه اندازی خطوط هوایی ملکی ایرلاین (مال) و اولین فرودگاه خصوصی کشور می کند. داستان سریال مربوط به ماجراهای این فرودگاه است.

وارث 1382

سریال "وارث" داستان شخصی به نام آقاجان را دنبال می‌کند که متولی یک تکیه است. آقاجان سال‌های درازی است که از دو امانت مهم یعنی خنجر جواهرنشان و کتاب با ارزشی نگهداری می‌کند که از پدر همسرش به وی ارث رسیده‌است. شبی پیرمردی در رؤیا به سراغ او می‌آید و از او می‌خواهد تا آن امانت‌ها را به وارث اصلی آنها بازگرداند. آقاجان تصمیم می‌گیرد خنجر و کتاب را به ناصر، خواهرزاده‌اش بسپارد.

بهای یک بهانه 1391

این فیلم داستان پسری است که پس از مشکلات فراوانی که در تهران برایش به وجود می‌آید برای خلاص شدن از این مخمصه شهر را به مقصد مکانی دور ترک می‌کند، اما طولی نمی‌کشد که زندگی جدیدش با شنیدن خبر فوت پدر و ارثیه هنگفت برجای مانده از او دچار تغییر می‌شود.

آنچه گذشت 1391

آنچه گذشت" زندگی بنای ساده لوحی به نام اوس محمود را به تصویر می کشد که ندانسته گرفتار دستگاه امنیتی ساواک می شود و با فریبکاری این سازمان اطلاعاتی، به طور ناخواسته مورد سوء استفاده قرار می گیرد. زمانی که او پی به دسیسه ساواک می برد تصمیم می گیرد که به جمع مبارزان بپیوندد.

تصمیم نهایی 1380

تصمیم نهایی داستان فردی به نام اسماعیل کلانی است که فرزندش قربانی اعتیاد شده‌است و با اعتقاد به عدالت شخصی، همراه همسرش راضیه، تصمیم به مجازات عاملان قتل فرزند خود می‌گیرد.