برچسب حسین چنگی

سالهای برف و بنفشه 1385

این سریال داستان مهندس علی فلاح را روایت می‌کند که پس از سال‌ها زندگی در اروپا و تحصیل در رشته کشاورزی به تازگی به ایران بازگشته و علی‌رغم میل خانواده اش، برای احیا و آبادانی زمین پدرش راهی پیشوای ورامین می‌شود. او برای ایجاد یک کشاورزی مدرن برای باغ‌های پدرش اقدام می‌کند اما سیستم ارباب و رعیتی مانع پیشرفت کارهای علی می‌شود. علی از این اوضاع ناراحت است و درصدد حل این مشکلات است که با گروه انقلابیون آشنا می‌شود. وی در روستا با دفاع از مستخدم یکی از املاک و درگیر شدن با آدم‌های تیمسار امیرشاهی بین اهالی محبوبیت پیدا می‌کند و در قیام ۱۵ خرداد شرکت می‌کند. در این هنگام افسران رژیم شاهنشاهی فرمان تیر می‌دهند این در حالی است که علی هدف گلوله یکی از این سربازان است و …

مثل هیچکس 1387

داستان این سریال دربارهٔ برادر بزرگتر یک خانواده است که همه او را داداشی صدا می‌کنند.با فوت پدر خانواده، مسئولیت داداشی دوچندان می‌شود و با ازدواج کوچکترین برادر و فرزند خوانواده داداشی تصمیم میگیرد به وصیت پدرش اموال را بین خواهر ها و برادر ها و مادرش تقسیم کند که در این میان اتفاقاتی می افتد و...

جاده قدیم 1394

داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آن‌ها می‌باشد به تهران می‌آیند. ماجرا از آن جا آغاز می‌شود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید می‌شود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع می‌شود.

شاه کلید 1388

داستان شاه کلید درباره دزدی است که از کارهای گذشته خود پشیمان شده و بعد از سال‌ها توبه می‌کند و به خانواده خود برمی‌گردد. او متوجه می‌شود خواهرش قصد دارد جوانی که سروان نیروی انتظامی است، ازدواج کند.

کلانتر 1 1382

مجموعه تلویزیونی کلانتر 1، داستان سرگرد علی امیری و ستوان رضا بیات است که در ۳ اپیزود مختلف، ۳ داستان مختلف را به تصویر می‌کشند.

مهر و ماه 1383

سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج می‌رود و اصرار می‌کند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمی‌کند و پس از چند ماه تنهایی با زنی به‌نام صفورا ازدواج می‌کند. سیمین به همراه شکور به ایران باز می‌گردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون می‌کند و تهمت خیانت به او می‌زند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی می‌خواهد آن زن و بچه‌اش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بی‌اطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال می‌خوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بوده‌اند، این معما حل می‌شود و نهایتا" مهدوی متوجه می‌شود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی به‌نام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم می‌کند