برچسب حسین چنگی

فرار بزرگ 1383

فرار بزرگ روایتی طنزآمیز از سال‌های پایانی حکومت محمدرضا پهلوی است. روایتگر شکنجه و سرکوب معترضین توسط ساواک، و وقایعی که به مرور باعث مهاجرت شاه و اطرافیانش به مصر شدند.

شلیک نهایی 1373

شلیک نهایی داستان "سرگرد کلانی" (با بازی داریوش فرهنگ) است که مامور پیگیری و دستگیری باندی حرفه‌ای می‌شود که همه نوع خلافی مثل قاچاق را انجام می‌دهد. او متوجه می‌شود یکی از دوستان صمیمی‌اش به نام "جمشید" (با بازی رضا کیانیان) در این باند حضور دارد. کلانی سعی می‌کند از جمشید کمک بگیرد اما او قبول نمی‌کند و کلانی به ناچار از طریق عواملی، وارد باند شده و با جعل اسناد، اطلاعاتی بدست می‌آورد. رئیس باند، از هویت واقعی سرگرد کلانی مطلع شده و محل تحت مراقب پلیس را به‌موقع، ترک می‌کند اما در انتها، اعضای باند قاچاق دستگیر می‌شوند.[۲]

خسته دلان 1388

این سریال مسافرانی است که در یک قطار همسفرند.در سفر هر یک به یاد زندگی خود است و این یادآوری گذشته آدمهای داستان روال سفر را به گونه‌ای مجازی به روال زندگی گذران نزدیک می‌کند.

خانه در آتش 1373

خانواده‌ای در آرامش و رفاه مشغول گذران زندگی است. پدر خانواده تصمیم می‌گیرد دست به قاچاق مواد مخدر بزند و با این تصمیم، خانواده را دچار مشکلات زیادی می‌کند. با درگیر شدن سایر اعضای خانواده در این بلای خانمان‌سوز، دیگر آرامش از آن خانه رخت برمی‌بندد و …

چراغ های خاموش 1380

بهزاد جوان ۲۱ ساله‌ای است که در یک خانواده متمول زندگی می‌کند. پدر و مادرش آنقدر در کار خود غرق هستند که توجهی به فرزندان خود ندارند. بهزاد دوستان نابابی دارد و دچار مشکلات حاد می‌شود. او که از طرف پلیس تحت تعقیب است با پسر نابینایی آشنا می‌شود و در یک زندگی اجباری با این نوجوان روشندل پی به حقیقت پیرامون خود می‌برد. از سوی دیگر پدر و مادر همدیگر را متهم می‌کنند و خانواده در حال از هم پاشیدن است که حضور پدربزرگ مانع فرو ریختن خانواده می‌شود.

بزرگمرد کوچک 1387

این سریال به زندگی دانش آموزی به نام علیرضا (محمد شادانی)می‌پردازد که بچه‌ای پر جنب و جوش، کنجکاو و مملو از سؤال و چرایی دربارهٔ زندگی پیرامون خویش و دنیای امروز و تاریخ است. او در مقطع راهنمایی به همراه دیگر دانش آموزان همسن خویش تشنه آموختن است ولی گاهی افراط او در تحقیق و کنجکاوی، مدیر و معلمان مدرسه را به دردسر می‌اندازد…

پدرسالار 1372

داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسدالله‌خان پدری مهربان،خانواده‌دوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج می‌بایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آن‌ها دارای زندگی مستقلی هستند.

ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز می‌شود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگ‌تر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلال‌طلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمی‌داند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و به‌دور از دخالت‌های دیگران را طلب می‌کند...

دست بالای دست 1390

سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانه‌ای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.