برچسب حسین ملکی

چار چنگولی 1387

دو برادر دوقلو از ناحيه بازو به هم چسبيده اند و هر كدام از آنها تلاش مي كند برادر ديگر را تحت تأثير قرار دهد و او را از نظر رفتار و منش، شبيه خود كند. يكي از برادرها يك مؤمن تندرو است و ديگري يك غرب گرايي لاابالي و عشرت طلب. اين دو در ادامه كلنجارهاي شان، قرار مي گذارند اختيار يك روزشان را به طرف كناري شان دهند، چه با برنامه او موافق باشند چه نباشند. بنابراين برادر مؤمن ناچار مي شود در مجالس خوش گذراني حاضر شود، گيرم با چشمان بسته. و شخصيت لاابالي به مجالس وعظ و خطابه مي رود. پايان ماجرا يك عمل جراحي است تا آنها به نقطه تعادل برسند و بدون تنگ نظري، در مواجهه با جامعه و خانواده از خودشان نرمش نشان دهند.

ورود زنده ها ممنوع 1388

ذبيح و غلام با وانت نعش كشي مي كنند. بر اثر حادثه اي نعش كش و جنازه اي كه در آن بوده دزديده مي شود. بعد از ماجراهايي اين دو جنازه را پيدا مي كنند و متوجه مي شوند علت اين سرقت، الماس گران قيمتي است كه در معده اين جنازه وجود دارد...

شبی در تهران 1386

داستان یک زن و شوهر جوان را روایت می‌کند که برای استخدام در شرکتی از رشت عازم تهران می‌شوند. اما در طول سفر و در تهران مشکلات متعدد سراغ آنها می‌آید.

شکارچی شنبه 1388

در يك بندرگاه اسرائيل، زني يهودي كه پس از مرگ همسرش، با يك مرد مسيحي ازدواج كرده است، كودك 8-7ساله خود را درپي اقدامات حقوقي و اصرارهاي زياد پدربزرگش براي مدت كوتاهي به وي مي سپارد. پدربزرگ كودك كه يكي از سران جريان فكري صهيونيسم است در جواب نگرانيهاي مادر، وعده مي دهد كه او يك ماه بيشتر اينجا نمي ماند و پس از آن، كودك با اراده خود هركجا كه خواست بماند.

آذر 1395

امیر (حمیدرضا آذرنگ) و آذر (نیکی کریمی) خانه پدری امیر را برای راه اندازی رستورانشان با شراکت پسرعموی امیر صابر (هومن سیدی) می‌فروشند. صابر برای شراکت با امیر از پدرش (فرید سجادی حسینی)پول می‌گیرد. همه چیز درست پیش می‌رود اما صابر پس از چند روز زیر همه چیز می‌زند و برای پول‌ها نقشه دیگری می‌کشد و درگیری او با امیر فاجعه بزرگی برای امیر و آذر می‌سازد…

به من نگاه کن 1381

آيتكين در سن 9 سالگي به علت فقر خانواده به شخصي كه دو همسر و چند فرزند دارد فروخته مي شود و با او ازدواج مي كند. او به علت ضرب و شتم شوهر از منزل فرار مي كند و تحت سرپرستي خانم دكتر يوسفي كه طرح پزشكي خود را در منطقه تركمن صحرا سپري مي كند قرار مي گيرد و توسط او وارد عرصه فعاليت هاي اجتماعي شده و قهرمان دو و ميداني كشور مي شود. در حين برگزاري مراسم افتتاحيه المپيك بانوان، دقايقي پيش از روشن شدن مشعل بازي ها، به اتهام قتل همسرش دستگير مي شود. از اين لحظه به بعد در حالي كه همه كوشش ها در جهت رفع اتهام از اوست، موضع آيتكين، تنها سكوت است.

چاقی 1393

يک صدابردار سينما که مشغول صداگذاري پروژه جديد دوست کارگردانش است متوجه مي شود که دوستش رابطه جديدي با دختري که اختلاف سني زيادي با او دارد برقرار کرده و حالا قرار است آن دختر گفتار متن اين فيلم را بگويد.کارگردان به سفر مي رود و دختر براي انجام نريشن فيلم به استوديو مي‌آيد و رابطه عاطفي ميان دختر و صدابردار بوجود مي آيد و در نهايت مرد بخاطر همسر و دختر کوچکش به اين رابطه خاتمه مي‌دهد.

چراغ های ناتمام 1395

جلال نویسنده‌ای که علی رغم نیاز مالی و فقر حاضر نیست هر متنی را به هر قیمتی بنویسد و باورهایی برای خود دارد، با سفارش کاری روبه‌رو می‌شود که...»