تنور (کوتاه) 1400
داستان این فیلم درباره مردی است که به نظر میرسد وظیفهاش کاستن از رنج بشر است. او که به خاطر بدنش که در برابر امواج الکترومغناطیسی آسیبپذیر است، با پوشیدن محافظی آلومینیومی از خود دفاع میکند، اما شبی همه چیز تغییر میکند. او مسیحوار صلیب سمپاشی را به دوش میکشد و با تاجی از خار بر سر به خانهها سر میزند و در نهایت، با عریان شدن در مقابل آفتاب، خود را تهی میکند.
سرنوشت گلسا و آگاهی از وضعیت همسرش به رازهایی بستگی دارد که منصور پنهان کرده است. اگر موسی بتواند از منصور حقیقت را بفهمد و صفورا به موسی کمک کند تا بر لکنتش غلبه کند، شاید خسرو هم منیر را در انتظار تنها نگذارد…
موضوع این فیلم داستانی تخیلی است از پسر جوانی در دوران گذشته به نام شهریار که عاشق دختر ناخدای مشهوری بوده است. زمانی که ناخدا در یک سفر تجاری به چین، دستگیر شده و به زندان افتاده است. شهریار تصمیم می گیرد به چین رفته و ناخدا را آزاد کند و به این طریق موفق شود با دختر ناخدا ازدواج کند. شهریار راهی این سفر شده و پس از طی مشکلات و سختی های فراوان، موفق می شود با امپراطور دیدار کرده و بیگناهی ناخدا را ثابت کند.
بمانی به جرم قتل شوهرش ۱۰ سال را در زندان سپری کرده است و فرزندش را به خانواده شوهرش دادند. او که به طور موقت آزاد میشود، بلافاصله به دنبال پسرش میگردد. بمانی به کارگاه اسقاط ماشین میرود که ابی، برادر شوهرش در آنجا کار میکند اما ادعا میکند که از سرنوشت پسرش چیزی نمیداند…