آه سرد 1401
بها و پدرش، بهرام در جادهای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آنها رد و بدل نمیشود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیستساله رهایی یابد.
بها و پدرش، بهرام در جادهای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آنها رد و بدل نمیشود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیستساله رهایی یابد.
«دشت خاموش» به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده میپردازد که در یک محیط کارگری زندگی میکنند.
آقامحرم، جنگلبان کارکشته جنگلهای (زیرآب) مازندران، توسط قاچاقچیان چوب به شدت مضروب شده و در بیمارستان بستری است. یحیی پسر جوان آقامحرم، علیرغم آنکه تمایلی به ادامه راه پدر نداشته، آقامحرم را با خود به کلبه جنگلی میبرد تا هم مراقبت از او را به عهده بگیرد و هم ناگزیر مراقبت از جنگل را، اما قاچاقچیان چوب اقدامات تخریبیشان را ادامه میدهند و یحیی پایداریاش را ...
داستان هم از جایی شروع میشود که آقای گلشهر یک مسافرخانه قدیمی را که حالا به یک ساختمان متروکه و دورافتاده در گوشهای از شهر تبدیل شده، بازسازی میکند و آن را به مهمانخانهای مجلل تبدیل میکند و خودش هم در آن مشغول به کار میشود. حضور آدمهای مختلف در این مهمانخانه این شرایط را فراهم میکند که آدمهای مختلفی با حضور در آن، داستانهای مختلفی را رقم بزنند که موضوع بیشترشان حول مضامین اجتماعی میگردد
ایپزود اول:
مردی که مسئول اعدام زندانیان میباشد به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی دارد. مرد از مادرش مراقبت میکند و شغلش در زندگی اش تاثیر ندارد.
ایپزود دوم:
پویا سرباز اجرای احکام بوده که در شیفت اش باید حکم اعدام را اجرا کند. او از اینکار سرباز میزند و از زندان فرار میکند.
ایپزود سوم:
سربازی پس از مرخصی به روستای خودش برگشته تا با دختری که میخواهد ازدواج کند سر بزند. در روستا متوجه میشود او حکم اعدام کیوان را که در روستا بسیار محبوب بوده اجرا کرده است.
غير مجاز داستان دخترجواني است که در پي يافتن نامزد خود به تهران مي آيد او در اين راه با ناملايماتي روبرو مي شود که توقع آن را ندارد.
محمود كارگر جوشكار ساده راه آهن است كه دور از خانواده در جنوب كار مي كند. به او خبر مي رسد كه زنش پري كه دچار بيماري عصبي است، مدتي است از خانه رفته و فرزندش را پيش مادر و پدر محمود گذاشته. محمود با وجود سخت گيري هاي كارفرمايش، به خانه اش در كرج برمي گردد و سعي مي كند زنش را پيدا كند. از زن صاحب خانه و نجار همسايه و اقوام پري و پدر و مادر خودش سراغ زن را مي گيرد، اما هيچ كس از او خبري ندارد. همسايه نجارش، او را راهنمايي مي كند تا به پزشكي قانوني سر بزند. محمود پس از چند روز، جنازه زني با مشخصات پري را مي يابد و او را در مراسمي به خاك مي سپارد. پس از مدتي، قصاب محل خبر مي آورد كه پري را در مشهد ديده و رد او را يافته است. در اين فاصله محمود كارش را از دست مي دهد و از سوي همه نزديكانش طرد مي شود. بازرسي كه مأمور پيگيري ماجرا شده، به تدريج كنار مي كشد و شبي كه محمود در حال نماز خواندن است، پري سر مي رسد. محمود او را با سئوال هاي زيادي رو به رو مي كند و پري درباره چند روز از سفرش به مشهد توضيحاتي مي دهد (كه در آنجا با يك استاد دانشگاه آشنا شده و او پري را پناه داده). پري اعتراف مي كند كه در مشهد حالش خوب بوده و ديگر احساس بيماري نمي كرده. به همين دليل آنها را پس از گذشت زمان، هنگامي كه محمود پي به پاكي همسرش، رفع سوءتفاهم ها و دروغ هاي اطرافيان مي شود، به مشهد نقل مكان مي كنند.
داستان از سال 10بعثت محمد و زماني که مسلمانان در تحريم اقتصادي هستند شروع ميشود. ابوسفيان با بازي داريوش فرهنگ از ابوطالب که پير است ميخواهد که به محمد بگويد که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبي اسلام ميرود و پيامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره توحيد سوره فيل را ميخواند و سپس در يک فلشبک که اکثر فيلم را شامل شده به سال عام الفيل و تولد پيامبر و دوران کودکي وي از زبان خود ابوطالب به عنوان راوي فيلم ميرود. در سال عام الفيل، ابرهه يکي از سرداران لشکر حبشه به دستور پادشاه اين سرزمين به مکه لشکرکشي ميکند تا کعبه را از بين ببرد. ابرهه به وسيله چندين هزار نفر با فيل، اسب و تجهيزات جنگي فراوان به سوي شهر مکه ميآيند ولي در نزديکي مکه که حريم مکه به شمار ميرود، فيلها به جلو پيش نميروند و تعداد بسيار زيادي پرنده به نام ابابيل در حالي که سنگهايي در ميان نوک خود دارند، بر سر ارتش ابرهه فرو ميريزند و همه را از بين ميبرند. پس از پايان فلشبک، داستان دو مرتبه به سال ده بعثت و اوضاع بد مسلمانان تحريم شده ساکن در بيرون مکه برميگردد و در ادامه روايت نمايان شدن قرارداد تحريمها عليه مسلمانان خورده شده توسط موريانهها به تصوير کشيده ميشود. فيلم محمد از محاصره مسلمانان در شعب ابيطالب آغاز ميشود و به پيش از ميلاد پيامبر اسلام بازميگردد. صحنههاي درگذشت مادر محمد در روستاي ابواء و صحنههاي مربوط به دوران شيرخوارگي و خردسالي پيامبر در روستاي سعديه هم از ديگر بخشهاي فيلم است. فيلم محمد با اولين سفر پيامبر به شام و رسيدن به صومعه بحيرا به پايان ميرسد. «بحيرا» راهبي مسيحي است که درباره ظهور آخرين پيامبر به ابوطالب بشارت ميدهد