برچسب حسن رضایی

آخرین دیدار 1403

سریال «آخرین دیدار» با اقتباسی از کتاب ماندگار «تنها گریه کن» است. داستانی تأثیرگذار که زندگی مادر شهید محمد معماریان را روایت می‌ کند.

گیج گاه 1399

فیلم گیج‌گاه درباره یک معلم ادبیات و ورزش است که کلاس کاراته دارد و چشمش مادر مطلقه‌ یکی از شاگردانش را گرفته. اما کلی اتفاق عجیب و غریب دیگر می‌افتد و حتی پای جمشید هاشم‌پور ستاره فیلم‌های اکشن ایرانی آن سال‌ها هم به قصه باز می‌شود و قضایا طوری به هم می‌پیچد که انتظارش را ندارید.

سینما خر(مشمشه) 1397

داستان یک گروه فیلمبرداری را روایت می‌کند که در حال ساخت فیلمی هستند. آنان برای چند سکانس از فیلم احتیاج به یک خر دارند و همین امر کل گروه را با ماجراهای مختلفی مواجه می‌کند …

خواب ابدی 1396

داستان این فیلم روایتگر زندگی سه دوست به نام های محسن، حمید و حسام است که رویای سفر قاچاقی به اروپا را دارند و آنجا را به نوعی مدینۀ فاضلۀ خود می دانند و به موازات این سه دوست، الهام، خواهر حسام نیز که در صفحات مجازی فریب تبلیغات دروغین را خورده، تصمیم دارد که برای مدل شدن به طور قاچاقی به اروپا سفر کند. روزی که قرار است آن سه دوست راهی سفر شوند، متوجه غیبت ناگهانی الهام و حمید می شوند و ...

دانه های گندم 1359

اربابي به عوامل خود دستور داده است تا زمين هاي روستاييان را، كه جزو املاك او خواهند شد، شخم بزنند. يدالله تنها كسي است كه مخالفت مي كند. او با اشاره ي ارباب دستگير و زنداني مي شود. يدالله پس از سپري شدن ايام محكوميت همچنان معترض ارباب است. اهالي روستا را به مبارزه بر ضد ارباب دعوت مي كند و به زودي گروهي با او همراه مي شوند. مرافعه بالا مي گيرد. در نتيجه مداخله ژاندارم ها، يدالله كه مسلح شده، كشته مي شود. اما تفنگ او بر زمين نمي ماند. نوجواني آن را برمي دارد تا راه يدالله را ادامه دهد.

جستجو در جزیره 1369

كارگاه احمدي مأمور مي شود، تعدادي قوش را كه از قاچاقچيان گرفته است به سازمان حفاظت محيط زيست برساند. اما در بين راه قوش ها وسيله عده اي ناشناس ربوده مي شود. كارآگاه كه خود را در معرض اتهام دزدي مي بيند، به ناچار تصميم مي گيرد به تنهايي به تعقيب دزدها بپردازد. در مسير جستجو به جزيره كيش مي رسد. و او كه در بين راه اسلحه و كارت شناسايي اش را گم كرده، پس از ورود به جزيره به سراغ ناخدا مرزوق آشناي قديمي اش مي رود تا با كمك او به جستجويش ادامه دهد. آن دو پس از تحقيق و پرس و جو بالاخره دزدها را در حال انتقال قوش هاي ربوده شده به شيخ نشين هاي خليج شناسايي كرده و با كمك مأموران انتظامي همه را دستگير مي كنند.

شبح کژدم 1365

محمود، فیلمساز فیلم های هشت میلی متری، شیفتگی خاصی به سینمای هشت میلی متری دارد. او که فیلم کوتاهی به نام شبح کژدم ساخته، قصد دارد تا از فیلمنامه ی آن فیلمی بلند بسازد، اما فقدان امکانات مانعی بر سر کار است. محمود دوستی دارد که سیاهی لشگر فیلم های فارسی است. دوستی و رفاقت این دو پایه ای است که راه داستانی را شکل می دهد. عشق به سینما و سرخوردگی از تمامی کوشش ها، عاقبت سبب می شود که موضوع داستان زنده و در زندگی واقعی اجرا شود. پس از سرقت از یک جواهر فروشی دوست محمود با پول ها می گریزد. برادر محمود که به جریان سرقت مشکوک شده، به کمک محمود به تعقیب حسن می پردازد. در پایان محمود که قصد استرداد جواهرات را داشت، با مشاهده ی مرگ حسن، ناخواسته اعتراف می کند.

دایان باخ 1371

نصرت كه دچار رشد غير عادي اندام شده است براي مداوا به تهران مي آيد. كيومرث شوهر خواهر او كه راننده يك شركت تبليغاتي است، براي درآمد بيشتر تصميم مي گيرد از وجود او براي كارهاي تبليغاتي استفاده كند و بعد از حضور نصرت در چند آگهي، به درخواست همسرش اين كار را متوقف مي كند، اما او كه مرد فرصت طلبي است، اين بار نصرت را به مدير شركت تبليغاتي واگذار مي كند تا در يك سيرك خارجي شركت نمايد، اما از او در تهران سود مي برد و كيومرث به اتفاق همسرش مانع از اين امر شده و سرانجام به اين نتيجه مي رسند كه نصرت را روانه زادگاهش نمايند.