برچسب حبیب الهیاری

هویت 1387

سرگرد صبا مأمور رسیدگی به یک پرونده قاچاق عتیقه و قرص‌های روانگردان می‌شود. او طی تحقیقاتش متوجه می‌شود فردی به نام فرزاد از هویت جعلی امیر احدی استفاده می‌کند و امیر احدی همرزم سرگرد صبا در جبهه بوده که در کالیفرنیا زندگی می‌کند. فرزاد با حیله و فریب امیر را به ایران می‌کشاند و قصد کشتن وی را دارد تا بتواند یک کتیبه با ارزش را که متعلق به خانواده امیر است از ایران خارج کند. نهایتاً فرزاد در جنوب کشور تعقیب و کشته می‌شود و کل باند دستگیر می‌گردند.

کوچه ها و مردها 1392

فیلم کوچه ها و مردها ماجرای زوجی به نام عباس که مردی میانسال و ورزشکار است و همسرش فرشته است. چند سال از زندگی آنها می‌گذرد و آنها بچه‌دار نمی‌شوند. این مساله باعث ناراحتی آنها می‌شود و مسائلی را به وجود می‌آورد.

شب پدر 1387

علی پسر ۱۲ ساله‌ای است كه پدرش دراثر سانحه‌ای هنگام فيلمبرداری يك فيلم سينمايی، از ناحيه صورت دچار سوختگی شديدی شده است. سوختگی صورت پدر باعث شده آن‌ها از محله قديمی‌شان نقل مكان كرده به محل ديگری بروند. علی در مدرسه جديدش، برای اينكه مجبور نباشد پدرش را بياورد و در نتيجه هم شاگردی‌هايش او را ببينند چنين عنوان می‌كند كه پدرش از دنيا رفته است.

نسیم شمال باد جنوب 1385

فيلم "نسيم شمال باد جنوب" داستان نوجوان 15 ساله اي را دربهمن سال 1357 به تصويرمي كشد كه برفرازكوههاي سواد كوه، درروستايي زيبا به نام دره گل با خانواده اش زندگي مي كند. شوروشوق ديدارامام اين نوجوان روستايي را با ماجراهايي روبه رومي سازد.

از کوچه های باران 1388

از کوچه های باران قصه پیرزن روستایی ساده دلی به نام "حیات " است که آرزو دارد قبل از مرگش به زیارت خانه خدا برود ولی به علت عدم تمکن مالی تاکنون نتوانسته به این آرزو برسد. او قصد دارد با بافت قالیچه ای که گره به گره آن را با صلوات می بافد، پول سفر عمره خود را فراهم کند. اما با پایان بافت این قالی ...

فرار بزرگ 1383

فرار بزرگ روایتی طنزآمیز از سال‌های پایانی حکومت محمدرضا پهلوی است. روایتگر شکنجه و سرکوب معترضین توسط ساواک، و وقایعی که به مرور باعث مهاجرت شاه و اطرافیانش به مصر شدند.

تاتوره 1363

«گرگو» آمریکایی مستی به نام رپ را از دریا نجات می دهد و او را به خانه می برد. در غیبت گرگو، رپ در صدد تجاوز به همسرش، مروارید، برمی آید. گرگو سر می رسد و آمریکایی را به باد کتک می گیرد. نقشه گرگو برای ساختن قهوه خانه با شکست روبه رو می شود و در یک شرکت راه سازی، که رپ از مهندسان آن است، شروع به کار می کند. مهندس صادقی، که در همان شرکت کار می کند و مخالف کارفرما است، کارگران را از ستمی که متحمل می شوند آگاه می سازد، اما خود به دست عوامل کارفرما کشته می شود. پس از ماجراهایی کارگران، که قرار است در مراسم استقبال از مقام های مملکتی شرکت کنند، سر به شورش برمی دارند. گرگو و یکی از دوستانش، که به عنوان مسبب شورش شناخته شده اند، می گریزند و چندی بعد اهالی جسد آن دو را بر شن های ساحل می یابند.