شب آخر 1401
سریال «شب آخر» روایتی از زندگی دو خانواده است که یکی از آن ها اخلاقمدار و دینمحور است و دیگری مال اندوز و غرق در ظواهر زندگی در نتیجه کشمکش های فرزندان این دو خانواده حوادث دراماتیک سریال رقم میخورد.
سریال «شب آخر» روایتی از زندگی دو خانواده است که یکی از آن ها اخلاقمدار و دینمحور است و دیگری مال اندوز و غرق در ظواهر زندگی در نتیجه کشمکش های فرزندان این دو خانواده حوادث دراماتیک سریال رقم میخورد.
گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال میکند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بینالمللی» مشغول به کار میشود. او هر بار با پروندهای روبهرو میشود که باید آدم گمشدهای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدمها و ماجراهایی که برای آنها به وقوع میپیوندد داستانهای مختلف این سریال تلویزیونی را شکل میدهد.
داستان این سریال مهرماه ۱۳۲۰ است. چند روزی که رضاشاه توسط حکومت انگلیس برای همیشه به بیرون از ایران تبعید شد و هرج و مرج بر همه جا حاکم شده و شهر در قبضه نیروهای نظامی خارجی قرار گرفتهاست. استاد ابراهیم خان مرد متمول و صاحب منصبی است که قصد دارد طوبی را به عقد خود درآورد. یوسف که جوان جاهل و لاابالی است.
فضای هرج و مرج شهر را مناسب اعمال خلاف خود مییابد. روزی او با پیرمردی آشنا میشود که همراه دختری به نام طوبی به تهران آمده تا نزد ابراهیم خان برود. در طول راه به خاطر شیوع بیماری تیفوس و قحطی، پیرمرد در بستر مرگ میافتد اما قبل از مرگ بخاطر رشادت جوانی به نام یوسف (سروش صحت) در رفع مزاحمت گروهی از اراذل و اوباش، طوبی را به او میسپارد تا به تهران بیاورد و اتفاقات بعدی داستان را به سمت و سویی دیگر میبرد.
مسعود مرد خسیسی است که در خانه ای بزرگ به تنهایی زندگی می کند. او که مرد بسیار ثروتمندی است از مال و اموالش حتی به فرزندانش هم نمی دهد تا اینکه خبردار می شود به افراد بالای 60 سال خانه می دهند، اما شرطش این است که ....
جوانی به تازگی به ایران بازگشته و خواننده زیرزمینی است. اما به خانواده اش می گوید که در رشته جانورشناسی تحصیل کرده و همین دروغ او را دستخوش حوادثی با دستمایه های کمدی می کند که پس از فراز و نشیب هایی که در طول داستان دارد، با یک دختر بندری ازدواج می کند.
این فيلم قصه چند جانباز را روايت ميكند كه بنا به دلايلي ميخواهند يك كاپي را كه هر سال بين دو نفر رد و بدل ميشد امسال به دست يك دوست ديگر برسانند و فردي كه قرار است كاپ به دستش برسد نابيناست. قرار بر اين ميشود تا اين دو دوست جانباز با ركاب زدن بر روي دوچرخه، كاپ را براي دوستشان ببرند؛ در اين ميان مشكلاتي برايشان پيش ميآيد.
داستان فیلم زندگی دو برادر را روایت میکند که یکی از آنها به اشتباه زندانی میشود و برادر دیگر برای نجات وی با طراحی نقشهی فرار بر روی بدن خود وارد زندان می شود و در ادامه مشکلاتی بر سرراه خود میبیند …