برچسب جنگ

گاهی زمین امن‌تر از آسمان است! تغییر نقش‌ها در جنگی که قواعدش عوض شده

در این جنگ ( جنگ رمضان ) ، هیچ چیز سر جای خودش نبود. آنچه همیشه نماد قدرت بود، عقب نشست و آنچه کمتر دیده می‌شد، به خط مقدم آمد. آسمان دیگر امن نبود، و زمین، با تمام سنگینی‌اش، تبدیل شد به پناه و سلاح.

آسمان آرام بود ؛ پس این ضربه‌ها از کجا می‌آمد؟

هیچ جنگنده‌ای دیده نمی‌شود. رادارها هم چیزی نشان نمی‌دهند که نزدیک باشد. اما چند دقیقه بعد، یک نقطه دقیق روی زمین از بین می‌رود. نه یک محدوده، نه یک منطقه؛ فقط همان نقطه. سؤال از همین‌جا شروع می‌شود؛ اگر کسی در آسمان نیست، پس این ضربه‌ها از کجا می‌آید؟

مغزِ زخمی اما زنده؛ فرماندهی از زیر آوار دوباره قد می‌کشد

حالا مثلا آتش بس شده ، مثلا آمریکا و شگ وفادارش اسرائیل به ایران حمله ای نمی کنند ، اما همین الان وقت سر بندی و حال خوب شدن نیروهای فرماندهی مرکزی است ، مغز های متفکری که در عمق جنگ بوده ، خسته و زخم خورده اند اما آنچنان ضربه ای به دشمن وارد آوردند که حتی فکرش را هم نمی کرد.

بازدارندگی وقتی واقعی می‌شود که دشمن نداند دقیقاً از کجا ضربه می‌خورد

در فضای پساجنگ، اولین اشتباهی که می‌تواند یک کشور را دوباره وارد چرخه درگیری کند، اتکا به پاسخ‌های قابل پیش‌بینی است؛ همان چیزی که طرف مقابل برایش برنامه‌ریزی کرده. اگر قرار باشد در مواجهه بعدی با ایالات متحده آمریکا یا اسرائیل، صرفاً همان الگوی «حمله در برابر حمله» تکرار شود، نتیجه چیزی جز تکرار هزینه‌ها نخواهد بود. بازدارندگی واقعی، جایی شروع می‌شود که طرف مقابل دیگر نتواند رفتار تو را مدل‌سازی کند.