آیا دیپلماسی میتواند صدای جنگ را مهار کند؟
در هر جنگی، میزهای مذاکره مملو از مفاهیمی چون امنیت، مرز، قدرت و منافع ملی است؛ اما در این میان، «کودک» اغلب غایب است. این غیبت، نه به معنای بیاهمیت بودن، بلکه ناشی از ناتوانی نظامهای سیاسی در تبدیل رنج کودکان به زبان مؤثر دیپلماتیک است. در حالی که کودکان بیشترین آسیب را از جنگ میبینند، کمترین حضور را در سازوکارهای تصمیمگیری دارند. در چنین بستری، «دیپلماسی حقوق کودک» بهعنوان رویکردی نوظهور، تلاش میکند این شکاف را پر کند؛ رویکردی که میکوشد حقوق و منافع کودکان را به بخشی جداییناپذیر از گفتوگوهای بینالمللی تبدیل کند. این یادداشت با تمرکز بر بستر ایران، به بررسی ظرفیتها و محدودیتهای این نوع دیپلماسی در شرایط جنگی میپردازد.
