چگونه جلوی F35 های دشمن را گرفتیم/ماجرای زدن MIG25 عراقی در آسمان اصفهان
اینهواپیماها در دستههای چندتایی میرفتند سمت F35. آنخلبان هم میماند چندتا را رهگیری کند و بزند؟ همه هم مترصد خطای او و فرصتی بودند که بزنندش.
اینهواپیماها در دستههای چندتایی میرفتند سمت F35. آنخلبان هم میماند چندتا را رهگیری کند و بزند؟ همه هم مترصد خطای او و فرصتی بودند که بزنندش.
نیروهای گردان مالک بهمدت یکساعت پشت کانال اول دشمن گیر کرده و تماسهای پی در پی بیسیم شهیدهمت با فرماندهی گردان (علیاکبر هاشمی) به دلایل نامعلوم برقرار نمیشد. راویان حاضر در صحنه نبرد آنشب میگویند یکنفر بهعمد دکمه برقرار و قطع تماس بیسیم را فشار میداد...
در مسیر نه کیلومتری که در زیر آب با اشنوگر طی خواهیم کرد، ممکنه دشمن آتش کور و فلهای روی آب بریزه. اگر حین غواصی کسی زخمی شد و درد گلوله و ترکش غالب شد، حق فریاد زدن و ناله کردن نداره. اگر دید نمیتونه درد ناشی از گلوله و ترکش رو تحمل کنه، همچون مولا علی(ع) که ناله و فریادش رو به چاه میگفت، باید به زیر آب بره و نالهش رو به آب بگه تا صدا به گوش دشمن نرسه و عملیات لو نره و آسیبی به بقیه نرسه.
وقتی پیکر یکی از شهدای غواص روزهای دی ۱۳۶۵ به شهرش و نزد پدرش بازگشت، اینپدر به یاد اینشهید و دیگر پسرش که سال ۱۳۶۱ به شهادت رسیده بود، شعری را زمزمه کرد.
دومین پاتک سنگین دشمن، دوشنبه ۸ اسفند انجام شد و ۱۴ تانک باقیمانده در جزیره مجنون ماموریت داشتند با عملیات ایذایی، توجه پیادههای ایرانی را به خود جلب کنند. از طرف دیگر، بمب افکنهای سوخو ۲۲ و هلیکوپترهای توپدار ۲۴ میل تیپ ۲ هوانیروز عراق، در اینپاتک شرکت کردند.
پیش نمیآید که با همانسرعت و همان دایو انگل مد نظر روی هدف باشی. خدای گانری هم نمیتواند؛ آن هم وسط میدان جنگ! در رِنج (میدان تیر) میشد؛ آن هم با تمرینات زیاد. ولی آنجا که اولین بارم بود در عمرم در منطقه جنگی، بمب جنگی میزدم، دیدم روی هدف هستم! فشار روحی اش هم بماند! بر حسب اتفاق یا اینکه شاید عمر آننیروها سر آمده بود، تمام شرایط من مناسب بود.
در این گیرودار، تیرباری روی ما کلید کرده بود و بهمان اجازه حرکت نمیداد. آقا مجید به آرپیجیزن گفت تیربار را خاموش کند. آرپیجیزن آماده شلیک شد، اما فشار آب تعادلش را برهم زد و اسلحه از دستش توی آب افتاد. راشاد به رسول فتحی، که اسلحه نارنجکانداز داشت، گفت تیربار را خاموش کند.
در ابتدا از تنبیه مربی سختگیر خوشحال بودیم، اما وقتی وانت حرکت کرد و تجلایی از شدت درد از سینه به پشت چرخید، شادی ما به ناراحتی تبدیل شد. تجلایی حدود ۸۰ متر کشیده شد.