محاکمه 1385
دختر یک دادستان با پسری به مهمانی میروند، در مهمانی درگیریی بین آنها و صاحبخانه رخ می دهدو آنها متوجه می شوند صاحبخانه مرده است بنابراین پا به فرار می گذارد، ولی در راه ...
دختر یک دادستان با پسری به مهمانی میروند، در مهمانی درگیریی بین آنها و صاحبخانه رخ می دهدو آنها متوجه می شوند صاحبخانه مرده است بنابراین پا به فرار می گذارد، ولی در راه ...
شب ازدواج امير و مرجان است. حبيب دوست صميمي امير كه كمك زيادي براي برگزاري مراسم كرده، ناگهان از امير مي خواهد كه عروسي اش را به هم بزند. حبيب فهميده كه مرجان قبلاً با مردي ازدواج كرده بوده و از او بچه دارد. امير با نشاني كه در اختيار دارد، دنبال يافتن سرنخ ماجراست.
محسن نوجواني است كه در كنار بچه هاي خياباني هم سن و سال خود در ميان خيابان هاي شلوغ شهر گل فروشي مي كند. او آرزوي داشتن يك وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق مي شود؛ در ابتدا هيچكس تحقق چنين آرزويي را باور نمي كند اما با ديدن آن، ماجراهاي گوناگوني آغاز مي شود...
اپیزود اول: زن و شوهری پس از سالها همدیگر را می بینند. اپیزود دوم: مردی پس از سالها یاد عشق قدیمی اش می افتد. اپیزود سوم: زنی تصمیم می گیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد.
فیلمی که به زندگی کارگران مهاجر شهرستانی در تهران و آرزوها، امیدها و یأسهای آنها مربوط است. شخصیت اصلی فیلم، جوان کارگر مهاجر آذربایجانی به نام قدم ( بهرام افشاری ) است که آدم کلهشقی است و روحیه ستیزهجو و پرخاشگری دارد. قدم در مغازه مردی جنوبی به نام رحمت ( مهران احمدی ) شاگردی میکند و عاشق مونس، ( روژین رحیمی تهرانی ) دختر رحمت است. پس از مرگ ناگهانی و مشکوک رحمت، بساز بفروش پولدار نوکیسه ای به نام جهان ( آتیلا پسیانی ) از موقعیت استفاده کرده و از دختر ۱۶ ساله رحمت یعنی مونس که قدم عاشق اوست، در ازای طلبش خواستگاری میکند. قدم بعد از پی بردن به این موضوع، خشمگین شده و با جهان درگیر میشود تا اینکه…
پس از وفات داود نبی، فرزند 9 ساله ی او سلیمان به نبوت برگزیده می شود . سلیمان جوان در طول سلطنت خود عدالت را بر ملک خود حاکم کرده و تشکیل حکومت دینی می دهد. قلمرو سلیمان در امن و امان است، مردم در آرامش کامل به سر می برند،
آهوی پیشونی سفید که از دست سختگیریهای پدرش خسته شده، با فریب عجوزه راهی شهر آرزوها میشود و در آن جا با حوادثی رو به رو میشود که در انتظار او نشستهاند…
فیلم ملکه به روایت داستان دیدهبانی به نام سیاوش (با بازی میلاد کیمرام) میپردازد که به دنبال فرصتی است تا تواناییهای خود را نشان دهد. او یک برج پالایشگاه (پالایشگاه آبادان) را برای دیدهبانی انتخاب میکند که بر حیاتیترین مختصات و جایگاههای دشمن احاطه دارد. داشتن چنین دیدگاهی یک فرصت طلایی برای جبهه خودی به وجود میآورد، اما با اولین تلفاتی که از دشمن میگیرد و ورود شخصیت خیالی داستان (با بازی مصطفی زمانی) که جمشید نام دارد، تردیدها آغاز میشود. به یکباره این قدرت مطلق برای کشتن انسانها برای سیاوش ترسناک میشود.