نو عروس 1381
خانم میرطرق، سالها قبل در دفترخانه کوهساری توسط فرد دیگری به عقد مردی به اسم نیک نژاد درآمده؛ اما گول خورده است. نیک نژاد در واقع یک مرد متأهل بوده که با فریب دادن میرطرق، او را به عقد موقت خود درآورده و پس از مدت کوتاهی رهایش کرده …
خانم میرطرق، سالها قبل در دفترخانه کوهساری توسط فرد دیگری به عقد مردی به اسم نیک نژاد درآمده؛ اما گول خورده است. نیک نژاد در واقع یک مرد متأهل بوده که با فریب دادن میرطرق، او را به عقد موقت خود درآورده و پس از مدت کوتاهی رهایش کرده …
فیلم چشم به راه، داستان دو جوان به اسم فرهاد و الهام است که از لحاظ طبقه اجتماعی باهم تفاوت داشته و همین عامل باعث میشود خانوادهها با ازدواج آنها مخالفت کنند، اما با وجود تمام مخالفتها ازدواج میکنند و مشکلات زیادی را تجربه میکنند.
مجید که پیش از مرگ معتمدی با او دعوا کردهاست، مضنون شناخته شده و به زندان میافتد. اما از آنجایی که سرهنگ مسئول رسیدگی به پرونده او، به بیگناهیاش اطمینان دارد، از خواهرزادهاش میخواهد تا وکالت مجید را بر عهده گرفته و با بررسی پرونده برای آزادی او تلاش کند…
هر قسمت از سریال دایره تردید یک ماجرای پلیسی روایت میشود. داستانهای سریال دایره تردید عموماً به ماجراهای جنایی مربوط میشوند و در هر قسمت یک اتفاق رخ میدهد که آن ماجرا توسط کارآگاه پلیس و دستیارانش کشف رمز شده و متهمین دستگیر میشوند.
دو دختر از بچه گی با یکدیگر دوست صمیمی هستند و با هم بزرگ شده اند. ولی حالا یکی از دوستان دچار ناراحتی قلبی شده و ...
این مجموعه روایتگر زندگی دو خانواده از قشر فقیر و ثروتمند است که دختر خانواده ثروتمند یعنی سارا به رضا و دایی سارا به لیلا علاقهمند بوده و در این رابطه دراماتیک پارهای از مسائل اجتماعی نیز به تصویر کشیده میشود.
داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسداللهخان پدری مهربان،خانوادهدوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج میبایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آنها دارای زندگی مستقلی هستند.
ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز میشود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگتر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلالطلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمیداند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و بهدور از دخالتهای دیگران را طلب میکند...
بعد از استعفای هیئت مدیره تعاونی مسکن و تعیین تکلیف نشدن واگذاری ده قطعه زمین بعد از ده سال ریاست اداره به معاون جدید خود برای تقسیم ده قطعه زمین بین کارمندان اختیار تام میدهد اشترخانی که از طرف علمشیر صاحبخانه که از قضا پدر اسفندیار دامادش هم است، تحت فشار برای تخلیه خانه و تعیین روز عروسی قرار گرفتهاست تلاش خود را بیشتر مینماید تا بلکه نظر معاونت جدید رو برای گرفتن یک قطعه زمین جلب کند؛ البته این کار و تلاشهای که میکند باعث دردسرهای فراوانی هم برای خودش و اطرافیان میشود.