حکیم خواجویی، بیدآبادی و استعاره ققنوس
گاه میشود وضعیت یک شهر را با یک استعاره بیان کرد. یکی از استعارههای مناسب برای وضعیت حال حاضر شهر اصفهان، استعاره ققنوس است.
گاه میشود وضعیت یک شهر را با یک استعاره بیان کرد. یکی از استعارههای مناسب برای وضعیت حال حاضر شهر اصفهان، استعاره ققنوس است.
در این مجال از آرامگاه یا آرامستانی صحبت میکنیم که قبلا به آن به زبان عربی قبرستان میگفتند و در زبان فارسی به آن گورستان میگویند. این تغییر و تحولها به دلیل جلوههای گوناگون این آرامستان بوده است.
در ميان مشاهير تخت فولاد شخصيتهايي وجود داشتند كه در راه گسترش و بسط تشيع گامهاي مؤثر و ماندگاري برداشتهاند.
سید احمد مراتب متخلص به درهالتاج در ۱۳۳۱ در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. او که در خانوادهای مذهبی که سبقه درخشانی داشتند، متولد شده بود، از همان کودکی در مجامع هنری و مذهبی حضور یافت.
آیتالله سید محمدباقر درچهای، یکی از بزرگان فقه و اصول اصفهان و از ارکان مرجعیت مسائل شرعی در این دیار به شمار میرود. در حوزه درسی او چنان جاذبهای برپا بود که طلاب دانش از اقصی نقاط کشور به اصفهان میآمدند تا محضر او را درک کنند. ازجمله کسانی که به شوق درس او راهی اصفهان شد، آقا نجفی قوچانی، صاحب کتاب «سیاحت غرب» است.
استاد احمد زمانی رفت و با رفتنش بخشی از حافظه تاریخی انقلاب اسلامی این شهر را برای همیشه با خود برد.
در حاشیه جنوب شرقی اصفهان، جایی که تاریخ با هر وزش باد نفس میکشد، آرامگاهی خاموش، اما پرشور آرمیده است.
یکی از شاخصههای مهم و قابل توجه در زندگی آدمی «مرگ» است و در طول تاریخ هر قوم، قبیله، گروه یا بهتر است بگوییم هر ملتی با این پدیده ملموس و غیرقابل تفکیک از زندگی به نحوی متفاوت برخورد کردهاند.