برچسب تاریخ سیاسی

من سیدعلی نکوئی زهرایی هستم

یدعلی نکوئی زهرایی پیشگام مبارزه با رژیم شاهنشاهی و از فعالان برجسته سیاسی و فرهنگی بعد از انقلاب بود. او سابقه درخشانی در سمت‌های مختلف اجرایی و مدیریتی در کارنامه خود به یادگار گذاشت. از آن جمله می‌توان به فرمانداری نجف‌آباد، مشاور استاندار، فرماندار اصفهان، استانداری قزوین، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه و… اشاره کرد. نکوئی از چهره‌های باسابقه سیاسی و رئیس جبهه اصلاحات اصفهان بود. این چهره برجسته سیاسی بعد از گذراندن یک دوره بیماری براثر ابتلا به سرطان در سن 81 سالگی درگذشت. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی گروه رسانه‌ای اصفهان زیبا با مرحوم نکوئی در اواخر دوران حیات اوست. این گفت‌وگو برای نخستین بار منتشـــــر می‌شود.

چرا 29 فروردین به نام روز« ارتش» نامگذاری شد؟

ارتش ايران به‌عنوان يك نهاد ملی و متعهد در تاريخ شناخته می‌شود كه سير تحول مفصلی را نيز پشت سر گذاشته است. در تحولات انقلاب 57، ارتش به علت ساختار طبقاتی كه از یک‌سو طرفداران شاه و از یک‌سو سربازان مؤمن به انقلاب آن را تشكيل می‌دادند، دچار چنددستگی‌هایی شد كه همين عامل به پيروزی سریع‌تر انقلاب كمك كرد. در روند پيروزی انقلاب ارتش نقش مؤثری ايفا كرد و نیروهای قابل‌توجهی در ارتباط با نهضت امام در ارتش فعال بودند. 15بهمن ماه سال1357صدها تن از افراد نيروی زمينی و هوايی با لباس نظامی به محل اقامت امام خمينی (ره) رفته و وفاداری خود را نسبت به ايشان ابراز داشتند.  

چرا فرمان تشکیل سپاه از سوی امام خمینی (ره) صادر شد؟

با پیروزی انقلاب و انحلال نهادهای امنیتی و حفاظتی، لزوم تشکیل یک ارگان نظامی برای حفاظت از انقلاب در برابر خطرهای احتمالی بخصوص در آن شرایط سخت که توطئه‌های داخلی و خارجی علیه انقلاب نو پای ایران در جریان بود احساس می‌شد و از طرفی گروه‌های شبه نظامی متعددی نیز تشکیل شده بودند که تا حدودی اختلاف نظراتی نیز میان آن‌ها وجود داشت و در این شرایط با فرمان امام در تاریخ دوم اردیبهشت 1358 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تشکیل شد. طبق اصل ۱۵۰ نقش آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز چنین تعریف شد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود»

شاگرد باهوش، مبارز جسور

ما در اصفهان از سال‌های 1342 به بعد که حضرت امام فرموده بودند اجتماعات، تشکیلات و سازندگی‌هایی به‌خصوص با جوان‌ها داشته باشید این کار را با چند تن از دوستان شروع کردیم و از هر دبیرستان و دانشگاه افراد شاخص و باهوش را که روحیه انقلابی داشتند جمع کردیم. در محل فعلی باغ ابریشم یا در جاهای دیگر که فضاهای باز داشت جمع می‌شدیم و آموزش‌هایی داده می‌شد. از بین آن‌ها جوانان مستعد را انتخاب و به جلسات خصوصی‌تر دعوت می‌کردیم. مبنای آموزش توسط مرحوم شهید بهشتی، مرحوم آیت‌الله طالقانی، مرحوم هاشمی رفسنجانی، مرحوم مهندس بازرگان و دیگر صاحب‌نظرها مشخص شده بود. از طرف دیگر انجمن‌های اسلامی را در مدارس تشکیل داده بودیم و گوینده‌هایی که برای روشنگری لازم بودند دعوت می‌شدند تا در مدارس کار کنند؛ همچنین عکس‌العمل بچه‌ها را بررسی کرده و بعد به جلسات دعوت می‌کردیم.

مجید به روایت تنها بازمانده

سعید شاهسوندی، متولد 1329شیراز از اعضای قدیمی و عضو مرکزیت بود. شاهسوندی تحصیلات خود را تا پایان دبیرستان درشیراز گذراند و سپس در سال ۱۳۴۷ در دانشگاه شیراز در رشته مهندسی مشغول به تحصیل شد. شاهسوندی از سال ۱۳۴۸ فعالیت خود را در سازمان مجاهدین خلق آغاز کرد. عضویت او در سازمان در پی دستگیری‌های معروف به شهریور ۱۳۵۰ جشن‌های ۲۵۰۰ ساله برای ساواک مشخص شد. بعد از آن تا زمان دستگیری (۱۳۵۴) به صورت مخفی در شهرهای تهران، قم، اصفهان و مشهد به فعالیت پرداخت. او در ۲۶اردیبهشت۱۳۵۴ در حالی که هم‌زمان تحت تعقیب ساواک و نیز «رفقا»ی سابق خود بود، توسط ساواک دستگیر و پس از دستگیری به حبس ابد محکوم شد که با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.

30 خرداد 1360 برای ایران چگونه گذشت؟

سی‌ام خرداد 1360 آغاز رویدادهای خونینی در تاریخ سیاسی معاصر پس از انقلاب است که صرفاً یک روز عادی با چند تظاهرات جسته‌وگریخته نبود و تأثیرات آن تا سال‌ها بعد ادامه داشت. واقعه‌ای که برخی آن را ادامه اتفاقات 14 اسفند 59 دانشگاه تهران تحلیل می‌کنند. سازمان مجاهدین خلق که از ابتدای پیروزی انقلاب ادعای به دست گرفتن عمده نهادهای قدرت را داشت خود را مدعی اصلی می‌دانست و باتکیه‌بر بدنه جوان و احساسی خود سعی در اعمال قدرت در سطح جامعه می‌کرد. اعمال قدرتی که در همراهی با بنی‌صدر عمق خود را نشان داد.

گمشده‌ای در غبار تاریخ سیاسی

تاریخ سیاسی معاصر ما صرفا در تحولات عظیم به چهره‌های مشهور خلاصه نمی‌شود و سوژه‌های مختلفی در این سیر تاریخی وجود دارند که پرداختن به آن شاید بخشی از اطلاعات لازم برای تحلیل تاریخی را تکمیل کند. سرنوشت کاترین عدل، بهمن حجت کاشانی، علی پاتریک و خسرو جهانبانی قصه جالبی از درون خاندان پهلوی است که نگاهی به آن می‌تواند تضاد عقیدتی درون دربار را بازتر کند. داستان ما در بهار سال ۱۳۵۴ تمام می‌شود؛ در شهرستان خرم‌دره در استان زنجان. البته کمی آن‌طرف‌تر؛ جایی که حالا حاشیه شهر است و روزگاری روستایی بود به‌نام «الله‌ده». روستایی که توسط این خانواده ساخته شد؛ «بهمن حجت کاشانی» و همسرش «کاترین عدل». کسانی که دل از زندگی مرفه کندند تا برای خود یک جامعه ایدئال درست کنند. قبل از آنکه به روستای آن‌ها و ماجراهای خونینی که در آن رخ داد برسیم، بهتر است با این زن و شوهر آشنا شویم.