نقش نگار 1392
فرزاد بدون هماهنگي پدرش قصد ازدواج با نگار را دارد. رضايت موقت پدر همه چيز را براي مراسم خواستگاري مهيا ميکند، اما گذشته نگار همه شرايط را دچار تغيير ميکند.
فرزاد بدون هماهنگي پدرش قصد ازدواج با نگار را دارد. رضايت موقت پدر همه چيز را براي مراسم خواستگاري مهيا ميکند، اما گذشته نگار همه شرايط را دچار تغيير ميکند.
داستان فیلم دربارهٔ یک خانواده است که هر کدام از اعضای آن در یک نقطه دنیا مشغول هستند. بیژن امیری معاون یک کاندید انتخاباتی ریاست جمهوری است که در آستانه پیروزی به سر میبرد. همسر او مریم یک پزشک زیستشناس است که در قشم بر روی لاکپشتهای دریایی و بازگشت سی سال پس از تولد آنها برای تخم گذاری به زادگاهشان تحقیق میکند و سعی میکند جلوی انقراض آنها توسط مردم قشم را بگیرد. او به دلیل خیانت همسرش به وی، او را ترک کرده ولی به دلیل فرزندانشان از او طلاق نگرفتهاست. پسر آنها امیرعلی در آلمان تحصیل میکند و به کمک نوه پروفسوری که سی سال قبل برای لاکپشتهای قشم پلاک گذاری کرد سعی میکنند به مریم کمک کنند تا نسل لاکپشتها از بین نرود. دختر آنها سارا به همراه همسرشدر دبی زندگی میکند که در آستانه جدایی از همسرش است و میخواهد با کمک پدرش به کانادا مهاجرت کند. پدر بیژن یک سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی است که در آلمان به تنهایی در کشتی خود زندگی میکند. اما داستان زمانی جدی میشود که بیژن و همکارانش در انتخابات شکست میخورند و بیژن دچار عارضه مغزی میشود. این بهانه ای میشود تا مریم او را به پیش خود در قشم و به فضایی دور از سیاست منتقل کند.
بهمن و احد توليدکنندگان ورشکسته اي هستند که از دست طلبکاران خود، فراري اند. آتش سوزي پلاسکو، شرايط ديگري را برايشان رقم مي زند
نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمیجوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج میگیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه میکند…
داستان آشفتگی، روایت دو برادر دوقلو به نامهای بردیا و باربد، هر دو با بازی بهرام رادان است. روند پیشبرد داستان اینگونه القا میکند که بردیا و باربد از زمان کودکی در تمام زندگی خود، با هم در رقابت بودهاند.
بارکد داستان دو دوست به نامهاي حامد (با بازي بهرام رادان) و ميلاد (با بازي محسن کيايي) است که در سوداي رسيدن به پول هر کاري ميکنند که پر از لحظات کميک است. در طول قصهاي که حامد تعريف ميکند بيش از پنج شش خرده داستان وجود دارد که به صورت معکوس روايت ميشوند يعني اولين داستان متعلق است به اينکه حامد، نازي (با بازي سحر دولتشاهي) را از دست ميدهد و سپس همينطور داستان پس و پيش ميشوند تا بازگرديم به اولين قصه و به هم رسيدن حامد و ميلاد پس از چند سال.
ایران و اسپانیا برای راهاندازی یک پروژه بزرگ در جزیره هندورابی در جنوب ایران به توافق رسیدهاند، شرکتها و افراد بسیاری به طمع برنده شدن در این مناقصه شرکت کردهاند. مهندس سعید پارسا که چندسالی است از همسرش رؤیا عضدی جدا شده و رئیس یکی از شرکتهای حاضر در مناقصه است. دیگران نیز با اهداف متفاوت سعی در برنده شدن در این مناقصه سرنوشت ساز را دارند. رسیدن به موفقیت برای آدمهای این قصه منجر به پیچیدگیهایی در روایت آن میشود.
قاسم سبزی کار ( مهدی هاشمی ) مرد خودباخته ای است که برای سربلندی در مقابل خانواده اش تصمیم می گیرد خود را در معرض یک سانحه تصادف قرار دهد تا بتواند از طریق دریافت دیه ، به خانواده اش کمک کرده باشد اما ...