برچسب باید جنگ را باور کنیم

برای دل مادربزرگ مادری ناپلئون زندگی کنید!

همان اول حتی نمی‌توانستیم اسم این بیماری را درست تلفظ کنیم؛ کورونا، کُرنا، کرونای و…؛ اما بعد آن‌چنان مهارتی در کرونا و مسائل مربوط به آن پیدا کردیم که هرکس نداند فکر می‌کند همه‌مان سال‌ها درس کروناشناسی خواندیم و بارها و بارها با این ویروس دوست‌داشتنی سروکله زدیم و به قول امروزی‌ها شکستش دادیم.

مغزهای کوچک زنگ‌زده

هنگامی که از دعانویسی، رمالی، سرکتاب باز کردن و… صحبت می‌شود، تصاویری همچون خانه‌های قدیمی با دالان‌های تنگ و تاریک، اتاق‌های نمور، پیرزنانی عجیب با موهای سفید و دندان طلا و مردانی با خالکوبی‌هایی که رنگشان به سبز می‌برد و درون چشمشان سرمه کشیده‌اند، بسیار بیشتر با این مقوله هم‌خوانی دارند تا زوجی جوان و تحصیل‌کرده که در یک آپارتمان لوکس امروزی زندگی می‌کنند. از روایت دوستی صحبت می‌کنم که این موضوع جهان‌بینی‌اش را برای همیشه تغییر داد.

خانه عنکبوت

اسرائیل برای من در چهارده‌سالگی کابوس شد؛ همان زمانی که هم‌سن‌وسال محمدالدُره بودم؛ روزهایی که جان‌دادنش در آغوش پدر، مرا بیمار کرد.

کاری که عاشق می‌خواهد

دنیای مکانیک‌ها همیشه برای من جذابیت خاصی داشته که نمی‌دانم دقیقا چه دلیلی دارد. شاید آن چال وقتی بچه بودی و همراه پدرت به تعمیرگاه می‌رفتی و یک نفر با سر‌و‌صورت سیاه از تویش درمی‌آمد. آن آینه‌های قدی بزرگ و خلاصه طراحی جالب تعمیرگاه‌ها و البته مردانه‌بودن فضا که به نوعی ممنوعیت حضور من به عنوان یک دختر را نشان می‌داد. دلیل اصلی باید همین مرموز بودن فضای داخل تعمیرگاه باشد. فضایی که زن‌ها کمتر به آن راه داشتند و زمانی که راننده بودند هم خودشان کمتر می‌شد ماشینشان را برای تعمیر ببرند و یکی از مردهای اطراف این وظیفه را بر عهده می‌گرفت. 

رویداد «ساعت زمین» در اصفهان

ساعت زمین یک رویداد جهانی سازماندهی شده توسط صندوق جهانی طبیعت (به انگلیسی: World Wide Fund for Nature) است. خانواده‌ها و کسب و کار با خاموش کردن چراغ‌ها و سایر دستگاه‌های الکتریکی غیرضروری خود به مدت یک ساعت آن را یادآوری می‌کنند و هدف نخست از این اقدام این است که آگاهی درباره تغییرات آب […]

کلمات انتفاضه‌ای

همه در صفوف نماز بهم چسبیده بودند. مکبر تکبیرهای قبل از نماز را می‌گفت. دختر نگاهی به صحن مسجد کرد و گفت: مامان، یه وقت امام رضا ناراحت نشه از دستمون. ما که هر سال، نماز عید فطرو توی صحن قدس حرم می خوندیم؟

بانی سلامتی شو

چندین پزشک بعد از اینکه از دروس تئوری در می‌آیند و وارد دنیای بیماران می‌شوند به یک نکته پی می‌برند؛ اینکه اوضاع «سواد سلامت» جامعه ناجور است و اطلاعات پزشکی به زبان ساده برای بیماران غیرقابل دسترس است. از طرفی بیمار و پزشک به ندرت در محیط درمانی، فرصت این را می‌یابند که در مورد بیماری صحبت کنند. بیمار به پزشک مراجعه می‌کند و پزشک نسخه می‌نویسد و تمام خداحافظ تا ویزیت بعدی. برای همین تصمیم می‌گیرند این شکاف بین بیمار و پزشک را کمتر کنند. ایده استارت‌اپی به ذهنشان می‌رسد و وارد دنیای مجازی می‌شوند.