منم مهمان سفره یک دوست
موقع پایینآمدن از پلهها تصمیم میگیرم تا یک عکس یادگاری از این مهمانی داشته باشم؛ عکسی یادگاری برای روزهایی که به احتمال زیاد دلم برای چنین لحظاتی تنگ میشود.
موقع پایینآمدن از پلهها تصمیم میگیرم تا یک عکس یادگاری از این مهمانی داشته باشم؛ عکسی یادگاری برای روزهایی که به احتمال زیاد دلم برای چنین لحظاتی تنگ میشود.
در بیابانهای حصه واحههایی از بیخانمانی به شکل سنگرهای زیرزمینی وجود دارد، سقفشان از حلبی و پارچه و تکههای کوچک و بزرگ سنگ و بلوک است؛ سنگری که مشخص نیست در برابر که و چه گرفتهشده، واحهای که نمیدانی رؤیایی از سرپناه است یا نه؛ بیشتر به گور دخمهای از سر درماندگی میماند که در آن آدمیانی بریده از هرجا مثل اللهکرم و ماهسلطان و شیرمحمد و گلمبر گرد هم آمدهاند. آنها حتی در لوله هم زندگی نمیکنند تا خبرش به اینجاوآنجا درز کند.
محمد موحدیان عطار، متولد 1328 هجری شمسی در، از سال 1357 فعالیت هنری خود را در رشته گرافیک بهصورت حرفهای آغاز کرد. آخرین نمایشگاه او با عنوان «سفید، سیاه، قرمز» از 17 بهمن آغاز شده و تا 17 اسفندماه در عمارت تاریخی سعدی برپا خواهد بود. به همین مناسبت با او گفتوگویی کردیم که در ادامه میخوانید.
امروزه با گسترش فرهنگ مدرن در جوامع مختلف، شاهد تقبیح اشکال مختلف بروز خشونت هستیم. در جامعه نوین، دولتها بهعنوان تنها نهادهای مجاز به استفاده از خشونت قانونی و مشروع، از طریق نهادهای قانونگذار و مجریان آن، استفاده از خشونت در جامعه را محدود میکنند و نهادهای مدنی همواره خوشنت غیرقانونی و نامشروع را تقبیح و در تعارض با اشکال مختلف مدنیت قرار میدهند؛ اما این تغییرات که متأثر از گسترش فرهنگ مدرن در قسمتهای مختلف جهان است بر اثر نفوذ و گسترش رسانهها در میان فرهنگهای مختلف اتفاق افتاده است.
نام میلیونها کتابی را که در جهان منتشر شدهاند و میشوند نمیدانیم؛ اما اگر شخصیت درون آن اثر چیزی بالاتر از اسم، چیزی مثل رسم و نشان ویژه داشته باشد، حتما در خاطرمان ثبت میشود.
بگذارید از تکرار مکررات در مورد قتلهایی که اصطلاحا به آنها قتل ناموسی گفته میشود، بگذریم و یک راست برویم سر اصل مطلبی که قرار است بیان شود. در روزها و هفتههای گذشته آنچنان بازار تحلیلهای مربوط به این قتلها داغ بود (حداقل تا پیش از مبحث نژادپرستی در آمریکا که مدتی جای قبلی را گرفت و البته بعد از آن دو مرتبه قتلهای دیگری خبری شد) که هر فردی با تخصص و بدون تخصص به تحلیل مسئله پرداخت.
ینجا چهارباغ، سینما فلسطین و جوانانی که در روز دوم جشنواره برای دیدن فیلم «کت چرمی» آمدهاند. ساعت ۱۷:۴۵ دقیقه است و هنوز ۴۰ دقیقه مانده به شروع فیلم. آنگونه که شنیدهام، این فیلم جزو فیلمهای محبوب علاقهمندان به سینماست و تجمع جوانان مقابل گیشه این موضوع را ثابت کرده است.
بیشترین استفادهای که ما از تقویمهای در دسترسمان میکنیم، این است که بگردیم و روزهای تعطیلی را که در طول آن سال وجود دارند، بشماریم. نهایتش گاهگاهی هم دور تاریخهای مهم خط میکشیم تا یادمان نرود در فلان روز امتحان داریم، فلان تاریخ تولد دوستمان است و در آخر آن هفته قرار است به مسافرت برویم. چیزی که دراینبین از دستمان در میرود مناسبتهای کوچک و بزرگ ایرانی و جهانی است، مناسبتهایی که حتی ممکن است تلویزیون و دیگر رسانهها هم یادشان برود درباره آن صحبت کنند؛ مثلا میدانستید که 18 تیر روز ملی ادبیات کودکونوجوان است؟