برچسب باید جنگ را باور کنیم

خواستگاری به سبک شاگرد

بهار تازه کمر سرما را شکسته بود؛ اما کمر کرونا را نه. کرونا همچنان می‌تازاند. مدارس مجازی برقرار بودند. من هم صبح‌ها لپ‌تاپم را کول می‌کردم و تا مدرسه چهار کیلومتر رکاب می‌زدم.

مردان بدون سایه

پشت آن دیوارهای بلند و نفوذناپذیر، آن طرف در آهنی و دراز و طویل، توی بندهای چند متری و کبره بسته که سهم هر کدام از ساکنانش تنها یک تختخواب فرسوده و زهواردررفته است و در و دیوارش پُر است از یادگاری‌ها و ردپاهایی از زندانیان قدیمی؛ همان‌ها که بخت با آن‌ها یار بوده و از زندان رهایی یافتند تا تولدی دوباره را رقم بزنند و زندگی نویی را شروع کنند یا آن‌ها که دنیا چندان به کامشان نبود و سرنوشت برایشان «زیر تیغ» بودن را نوشته، آدم‌هایی پشت میله‌های سیاه و چرکین محصور شده‌اند که همه از آن‌ها واهمه دارند و فرار می‌کنند؛ مجرمانی که خواسته یا ناخواسته اقدام به قتل کرده‌اند و «همین قاتل» بودنشان مو بر تن آدم سیخ می‌کند و از آن‌ها چهره‌ای سنگدل و بی‌رحم یا حتی جانی می‌سازد که کسی چشم دیدنشان را ندارد؛ آدم‌هایی مثل منصور، بهرام و مسعود و… هزاران قاتل دیگر که وقتی از داستان زندگی‌شان حرف می‌زنند، رگ «غیرت»‌شان بالا می‌زند و متورم می‌شود. همان‌ها که سال‌هاست «آن تو» روزگار می‌گذرانند و به ظن خود برای دفاع و حفظ «ناموس» به آدم‌کشی تن داده‌اند؛ همسر، دختر، خواهر، همسایه، دوست، غریبه و آشنا. فرقی نمی‌کند؛ هر که واژه «ناموس» را نشانه گرفته و بـاعث‌وبانی «بی‌آبرویی» باشد و مردِ داستان را «بی‌غیرت» جلوه دهد، سزاوار مرگ است.

علیه فراموشی

شاید این از ویژگی‌های زیستن در دوران جدید باشد که به اقتضای سرعت بیشتر وقوع رخ‌دادها و دسترسی افزون به آنچه رخ می‌دهد، آنچه ملتهبمان می‌سازد را به طرفه‌العینی از پیش چشممان برمی‌دارد. نهایتا جای زخمی می‌ماند کهنه که گه‌گاه رخ‌داد مشابهی خراشی بر خراش می‌افزاید. بازشدن زخم‌ها چیزی نیست که کسی تمایلی به آن داشته باشد.

آدم‌ها را ببینیم

غرق‌شدن در کامنت‌ها را دوست دارم. خصوصا کامنت‌هایی که درباره زندگی و تجربه آدم‌هاست. وقتی یک نفر از زندگی‌اش می‌نویسد، معمولا کامنت یا متنش را ثبت می‌کنم.

ماسکِ بی‌خیالی بر چهره اصفهان!

زنگ هشدار دوباره به صدا درآمده و دلهره و اضطراب به جان مردم دویده است. عضو کمیته کشوری کرونا می‌گوید تاکنون 18میلیون نفر در کشور به بیماری کووید19 مبتلا شده‌اند. روزانه نزدیک به 100نفر نیز در بیمارستان‌های اصفهان پذیرش می‌شوند و 9شهرستان این استان در مرز هشدار قرارگرفته و از امروز هم بنا به دستور دولت و به‌منظور جلوگیری از سیر صعودی آمار مبتلایان به ویروس کرونا، زدن ماسک در مکان‌های عمومی اجباری شده است؛ اجباری که با تأخیر آغاز شد و البته هنوز سازوکار دقیق آن مشخص نشده است.

قیصرهای پوشالی!

بازتاب خبر قتل فجیع رومینا اشرفی، دختر نوجوان تالشی، در شبکه‌های اجتماعی مردم ایران را در شوک فرو برد. این عمل که به گفته موافقان و مخالفان عملی غیرانسانی تلقی شد، به ناگاه تلنگری بود برای توجه دوباره خانواده‌ها به رابطه با فرزندانشان. در این میان رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شهر اصفهان نیز مستثنا نبودند. شایعات، واقعیات، اظهارنظرها، بحث‌ها و جدل‌های بسیاری بین کاربران در شبکه‌های اجتماعی و میان مردم و خانواده‌ها در کوچه و بازار و در خانه‌ها درگرفت: عده‌ای خواستار اشد مجازات برای عاملان این فاجعه شدند و عده‌ای دیگر با استناد به قوانین مجازات اسلامی حق را به ولی دم دادند و برخی دستگاه قضا و قوانین آن را انعطاف‌ناپذیر قلمداد کردند.