اسب حیوان نجیبی است 1389
داستان این فیلم دربارهٔ یک مجرم زندانی است که به مدت ۲۴ ساعت از زندان مرخصی گرفته و در این مدت میکوشد به زعم خود، اسباب سوء استفاده از گروهی از مردم را فراهم آورد.
داستان این فیلم دربارهٔ یک مجرم زندانی است که به مدت ۲۴ ساعت از زندان مرخصی گرفته و در این مدت میکوشد به زعم خود، اسباب سوء استفاده از گروهی از مردم را فراهم آورد.
فیلم کوچه بی نام به کارگردانی هاتف علیمردانی این روزها در سینماهای کشور در حال اکران می باشد.
فیلم لانتوری مرداد ماه 95 در سینماهای کشور اکران میگردد
دكتر مينو رحماني متخصص زنان و زايمان، شوهرش مرده است و در حالي كه قصد دارد با داريوش ازدواج كند، نگران تنها فرزندش امير است. از سوي ديگر امير بيشتر اوقات خود را با پدرام كه يكي از دوستان هم دوره دانشگاهي اش است مي گذراند. در يكي از روزها، پدرام كه فرد مرفهي است به اتفاق امير براي خوشگذراني و شب نشيني از خانه خارج مي شوند، اما در مسير به دليل سرعت غيرمجاز پدرام، اتومبيل ديگري دچار حادثه شده و منجر به مرگ دو نفر به نام بهناز و مهسا مي شود. در تقاطع، حول و حوش دكتر مينو رحماني، امير، بهناز و مهسا آدم هاي ديگري حضور دارند كه به نوعي با تقاطعي بزرگ در زندگي رو به رو شده اند و تقاطع حوادث، زندگي آدم هاي بسياري را تغيير مي دهد.
هجدهمین جشن خانه سینما دوشنبه 22 شهریور ماه 95 با حضور جمع زیادی از بازیگران, هنرمندان و اهالی سینما برگزار گردید.
آرمان سيرتي، مدير يك آژانس مسافرتي، در پي يك كلاهبرداري كلان قصد خروج از كشور را دارد، اما تصادف ناگهاني او با يك دختر گل فروش، برنامه هايش را به هم مي ريزد. آرمان، دختر را به بيمارستان مي رساند و خودش بازداشت مي شود. روز بعد در حالي كه به نظر مي رسد حافظه اش را از دست داده به هوش مي آيد و آرمان به قيد وثيقه در حالي آزاد مي شود كه تا نگرفتن رضايت دختر حق خروج از كشور را هم ندارد. آسيه، خواهر آرمان، دختر را به خانه ي خودش مي برد و با چاپ عكس دختر در روزنامه ها مي كوشند هويت او را بفهمند. فردي كه آگهي را ديده با آرمان تماس مي گيرد و اعلام مي كند كه قبلاً با همين دختر تصادف كرده و مشخص مي شود كه تصادف رخ داده يكي از شگردهاي دختر و همدستش، مردي به نام كمال، براي سركيسه كرن آدم هاست. آرمان كه متوجه شده فراموشي دختر نيز نقشه است، تلاش مي كند با پرداخت مبلغ اندكي رضايت او را بگيرد. اما دخترك كه بركت نام دارد و در اين مدت پي به شرايط آرمان برده، تقاضاي پنج ميليون تومان مي كند. آرمان كه تمام سرمايه اش را به خارج از كشور منتقل كرده، زير فشار قرار مي گيرد كه با بركت ازدواج كند و پس از خروج از كشور، در دوبي مبلغ مورد نظر را به عنوان مهريه به او بپردازد. كمال نيز كه خود دلباخته ي بركت است و احساس مي كند كه دختر به او نارو زده، مبلغي را با تهديد از آرمان مي گيرد و كاري مي كند تا بركت به عنوان همسر آرمان دستگير شود. آرمان هم كه در اين فاصله به بركت علاقه مند شده براي نجات او از زندان، خودش را معرفي مي كند.
تعدادی جوان با قدرتهای جادویی از روی اتفاق با هم آشنا میشوند و تصمیم میگیرند با جوانانی مشابه خود یک مهمانی را ترتیب دهند. ژاله(هدیه تهرانی) طراح لباسی است که میتواند از پشت اجسام، و با چشمهای بسته چیزها را ببیند، بابک(رامبد جوان) مردی است که قدرت شنیدن دورترین و زیرترین صداهای جهان را در هر مکانی دارد، آویشن(باران کوثری) میتواند با برقراری ارتباط ذهنی قوی با حشرات-به ویژه زنبورها- آنها را به صف کند و با دمیدن آنها مزاحمان خود را فراری دهد، کاوه(کورش تهامی) و فروغ(نگار جواهریان) هر دو میتوانند اشیا را با نگاه از راه دور تکان داده و واژگون کنند، آریو(ساسان نبی) جوان بیکاری است که استعداد بزرگ او شمردن آنی و در ثانیهی تعداد حروف نامها و جملهها-به خصوص نام اتوبانهای تهران- است و شاهرخ(شاهرخ فروتنیان) با روح همسر درگذشتهی خود در ارتباط است و از او دستور میگیرد. این چند تن سرانجام موفق به برگزاری مهمانی خود میشوند و در پایان مهمانی-که هر کس تردستیای را اجرا میکند- میفهمند که جادوی واقعی از آن جوانی است که نماز میخواند!
درباره دو خانواده سنتي است که در خانهاي قديمي زندگي ميکنند. پسر جوان قرار است براي کار به خرم آباد برود. حاج احمد عموي او با اصرار برايش بليت هواپيما ميگيرد و فردا خبر ميرسد که هواپيما سقوط کرده است و اين آغاز درگيري ها و چالش هاي داستان در زندگي اين دو خانواده مي شود.