صاحبدلان 1385
صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحافزاده را روایت میکند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانهاش خودش و نوهاش، دینا وارد ماجراهایی میشوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شدهاست.
صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحافزاده را روایت میکند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانهاش خودش و نوهاش، دینا وارد ماجراهایی میشوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شدهاست.
البرز شیمیدان ساکن آلمان است . پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی میکنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی میکند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا میشود و با او نامزد میکند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همهچیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر میرسد پدرش به کما رفته است. البرز با گذشتهای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته است. وقتی او باز میگردد هیچکس او را نمیشناسد و او را فرهاد بابایی خطاب میکنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد ....

داستان فیلم بی حسی موضعی از شب تا صبح اتفاق می افتد. «جلال »، دانشجوی انصرافی رشته فلسفه، متوجه می شود خواهرش که به اختلال روانی دوقطبی مبتلاست، با مردی ثروتمند به نام «شاهرخ» ازدواج کرده که به شرط بندی بازی فوتبال اعتیاد دارد. جلال با عصبانیت از خانه بیرون می زند تا به خانه دوستش، «بهمن» که یک آهنگ ساز زیرزمینی است، برود. در مسیر جلال با یک راننده تاکسی به نام «ناصر» آشنا می شود و این دو شب عجیبی را در کنار هم سپری می کنند.
دو روايت از دو مقطع زندگي حامد و ژاله در استانبول در این فیلم روایت میشود:
روايت اول: حامد (بابک حميديان) پسر جوان ايراني گرافيتي کاري در ترکيه ، که کارش کشيدن نقاشي هاي خياباني است، مجردي نمي تواند وارد ديسکو شود. او براي رفتن به داخل ديسکو با ژاله (باران کوثري) آشنا مي شود و اين آغاز رابطه عاشقانه آنهاست.
روايت دوم: هشت ساعت سرنوشت ساز زندگي حامد و ژاله در آخرين ساعات حضورشان در استانبول که دست به سرقت از مغازه عموي حامد (مهران احمدي) مي زنند و...

معلمی دلسوز - حسین یاری - برای سر و سامان دادن ورزش یک مدرسه قدیمی به جنوب کشور اعزام میشود و به صورت ناخواسته متوجه میشود که یکی از دانش آموزانش با قاچاقچیان همکاری میکند و در صحنههای تعقیب و گریز توسط یکی از قاچاقچیان - بابک دهقانی - دستگیر شده و در نهایت با تلاش خود آزاد میشود و در ادامه سعی میکند که دانش آموز خود را به درس و تحصیل وادار نماید.
اين فيلم نگاهي به اوايل جنگ و اعزام نيروهاي جوان به جبهه دارد. ننه گيلانه به همراه پسر و دختر جوانش در كوران جنگ و در بمباران هاي تهران زندگي دشواري را مي گذرانند.