برچسب اکبر مددی مهر

لبه تاریکی 1384

لبه تاریکی داستان مردی به نام ناصر را روایت می‌کند که به خاطر اعتیادش از محل کارش اخراج می‌شود و همین دلیلی می‌شود که به دوستان قدیمی اش روی بیاورد که در کار قاچاق مواد مخدر هستند. نادر رئیس این باند است که به ناصر پیشنهاد پخش مواد مخدر در سطح شهر می‌دهد، اما ناصر از آنجا که مجبور است این مواد را بین جوانان و نوجوانان پخش کند از این کار سر باز می‌زند. از سویی نادر دلباخته زهرا دختر ناصر است و با بهانه بیمار بودن همسرش به زهرا ابراز علاقه‌مندی می‌کند. زهرا اما نمی‌پذیرد و پس از گرفتار شدن پدرش به ناچار به پسرعمه خود «امیر» که یک افسر پلیس است رو می‌آورد. امیر نیز به زهرا علاقه دارد، اما بخاطر آنکه یک بار از او جواب منفی شنیده، درخواست خود را مطرح نمی‌کند. نادر تلاش می‌کند از طریق فریب دادن مریم، دوست زهرا به خواسته خود برسد اما…

نفس گرم 1394

این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ می‌دهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

رباعی 1391

"رباعی " داستان کمال طراوت مجری یك برنامه تلویزیونی است كه با مادر پیرش زندگی میكند. كمال در یكی از برنامه های خود با دختری چهل ساله به نام رباعی آشنا میشود. مادر كه مرگ را نزدیك میبیند به او مهلت میدهد دختری را جهت ازدواج مشخص كند. اما وقتی كمال، رباعی را معرفی میكند مادر به مخالفت می پردازد و...

توپ شوت شیشه 1390

پنج پسربچه عاشق فوتبال هستند و روزهایشان را به بازی کردن در خیابان و محله می‌گذرانند؛ نبود جای مناسب بازی برای این پنج بچه باعث می‌شود آن‌ها در اکثر اوقات دسته‌گلی به آب دهند و ماجرا به شکستن شیشه و فرار آن‌ها از مهلکه ختم شود. یک روز به‌طور اتفاقی آن‌ها وارد مسجد شده و می‌فهمند که پشت مسجد زمین مناسبی برای بازی آن‌ها است...

ماتادور 1392

یک مقام اروپایی برای شرکت در کنفرانسی دربارهٔ انرژی اتمی به ایران می‌آید. گروهی تروریستی شامل یک زن و دو مرد که در زمینه ایجاد ناامنی و فضای رعب و وحشت در کشورهای در حال توسعه فعال هستند، برای به هم ریختن برنامه‌های این کنفرانس در ایران دست به تعدادی از فعالیت‌های تروریستی خطرناک می‌زنند. نیروهای پلیس برای جلوگیری از خرابکاریهای این تروریستها وارد عمل می‌شوند و...

رهایم نکن 1396

رسول تولایی به عنوان بزرگتر، محبوب و مورد اعتماد چند خانواده است. وضع مالی او خیلی خوب است. او صاحب یک گاراژ بزرگ است که ارثیه پدری است و به واسطه آن صاحب یک شرکت حمل و نقل هم شده‌است. رسول دست به خیر است و در طول این سال‌ها همیشه دست اعضای خانواده را گرفته و مثل سایه‌ای روی سر خانواده بوده‌است. با ورود یک زن به نام شهره، به داستان، همه چیز به هم می‌خورد. این زن که گویا از رازی بزرگ خبر دارد می‌خواهد به عنوان حق‌السکوت، اجازه شراکت در یک سرمایه‌گذاری بزرگ را از رسول بگیرد. این سرمایه‌گذاری مربوط به کوبیدن گاراژ قدیمی و بازسازی مدرن آن است. از طرفی گاراژ محل کار و درآمد عده زیادی استادکار و کارگر است. رسول با تعقیب شهره متوجه می‌شود که او با اسم و اطلاعات نادرست از وضعیت خانوادگیش قصد کلاهبرداری از او دارد. کشمکش‌های بعدی حول تلاش رسول برای پنهان نگهداشتن این راز است که او را بیشتر و بیشتر وارد منجلاب می‌کند. تا اینکه آذر، عشق قدیمی او پیدا می‌شود و زندگی او را وارد مرحله جدیدی می‌کند…

این اعتماد به واسطه بازخوانی گذشته خدشه دار می‌شود. خانواده‌هایی که هر کدام با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند و در پی یافتن مقصر اصلی هستند.

شاهگوش 1392

کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …

چرخ فلک 1395

موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستان‌ها این موضوع تکرار می‌شود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل می‌شوند.