برچسب انقلاب اسلامی ایران
مجاهدی که تاپایان عمر سلاح را زمین نگذاشت
مرحومحسنی در روستای بزرگآباد، برای اهالی روستا اسلحه تهیه میکردند و در کوههای اطراف به مبارزین مسلح تیراندازی آموزش میدادند. برای تمرین تیراندازی، عکس شاه را به آنجا نصب میکردند و آن را هدف گلوله قرار میدادند. ایشان در نمازهای فرادا و جماعت نیز اسلحه به همراه داشتند. حتی در حالت قنوت، اسلحه کلت در دستشان بود
۱۵ خرداد تهران در اختیار مردم بود سرکوب از بعدازظهر شروع شد
علی اکبر معینفر: «منزل آقای روغنی در تهران حیاط و باغ بزرگی داشت که آقای خمینی آنجا با آقایان علما تکتک مذاکره میکرد. با آقای میلانی که پیرمردی بود و احترام ایشان را بیشتر داشتند، قدم میزدند و مشاوره میکردند. بعد از یکی دو روز، آزادی آقای خمینی به حصر در همان محل تبدیل شد و دیگر کسی نمیتوانست به ملاقات برود. هر چند آزادی واقعی ایشان محقق نشد، ولی خطر اعدامشان مرتفع شد...»
وقتی مدعی تقلب در انتخابات زیر همه چیز میزند!
زیر میز زدن از سوی کسانی که نتیجه انتخابات را واگذاردهاند، امری پرسابقه است. احمد مدنی در میان کاندیداهایی که در دوره برقراری نظام اسلامی به انجام این کار مبادرت کردهاند، در زمره متقدمین قلمداد میشود! او پس از اعلام نتایج اعلام کرد که تقلب روی داده است، اما هرگز پی جوی اثبات این ادعا نشد! وی در همان روزها طی مصاحبهای گفت: «این افتضاحات است، نه انتخابات!»
محفل سالخوردگان پس از ۶۳ سال به گردش مسئولان رسید!
طنز ماجرا اینجاست که گروهی با ۶۳ سال داعیه آزادی، دموکراسی و چند صدایی، در پیری و سالخوردگی به این نتیجه رسیدهاند که «محدود بودن دوره مسئولیت دبیرکل و ضرورت گردش مسئولان» ضرورت دارد و احیاناً دبیرکلی ۳۳ ساله مهدی بازرگان و همچنین تصدی ۲۳ ساله یزدی در این جایگاه، چندان مطلوب نبوده است. نهضت آزادی با این ادعا، تلویحاً پیشینه خویش را متمرکز و ایستا خوانده و ضرورت خروج از این پیله محدود را یادآور شده است
نامهنگاری با امام از درخواست ملاقات تا تهدید به جنگ مسلحانه!
جماعتی که در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در خیابانهای مرکزی شهر حضور داشتند، شاهد سبعیت و بربریت کسانی بودند که خویش را مجاهد خلق مینامیدند. آنان در آن روز برای قدرتی که مردم به آنان نداده بودند، کشتند و مجروح کردند و به آتش کشیدند! با این همه نیرویی که نهایتاً آتشافروزی آنان را بیاثر کرد، همان خلقی بود که آنان داعیهدار حمایتش بودند. همین خلق نیز به درازای چهار نسل همچنان آنان را در پشت درهای بسته کشور نگه داشته و بیاثر ساخته است
۳۷ روز اختفا در تهران و گریختن با بوئینگ پهلوی دوم!
بنیصدر، برای تبدیل شدن به رئیسجمهور تراز چیزی کم نداشت. در مراوده با امام خمینی و بستگان ایشان، پرسابقه بود. جمعی از علما و روحانیون نیز از وی حمایت میکردند. بخشی از بدنه اجتماعی هم، او را از نظریه پردازان مسلمان و دارای سابقه مبارزه با رژیم گذشته میشناختند. در این میان اما، آنچه موجب شد که اولین رئیسجمهور اسلامی ایران، چنین فرجامی یابد؛ غرور و خودشگفتی بیپایان وی بود!
دوستیهای دیرین را در جانبداری از حقیقت نادیده میگرفت
موضع قاطع آیتالله مشکینی علیه آیتالله منتظری از مهمترین فرازهای حیات سیاسی وی به شمار میرود. او که سالها با قائم مقام سابق رهبری دوستی نزدیک داشت، در دهه ۶۰ میدید که مواضع ضد انقلاب یا بریدگان از نظام اسلامی از زبان وی تکرار میشود! او نخست از در نصیحت و انذار وارد شد و هنگامی که این روند سودی نبخشید، ارتباط خود را با منتظری قطع و مواضعش در اینباره را نیز علنی کرد
