برچسب الیزابت امینی

شب هزار و یکم 1388

شب هزار و یکم داستان دکتر روان‌شناسی به نام سعید موهبتی است که همراه همسرش لیلا و تنها دخترش سارا زندگی خوبی را می‌گذرانند، اما دختری که از جنوب آمده آرامش زندگی آنها را برهم می‌زند.

داستانی که مربوط به روزگار حال ما بود، اما به خاطرات پزشکانی برمی‌گشت که در جنگ ردپایی به جا گذاشته بودند. قصه‌ای معماگونه که یافتن دو خواهر دوقلو را بهانه کرده بود تا در این میان به روزهای جنگ و خاطرات و گذشته پزشکانی که در جنگ شیمیایی و جانباز شده بودند، بپردازد.

فردا روز دیگری است 1393

دکتر نوذر بقایی متخصص قلب و پزشک نمونه‌ای است که زندگیش خالی از شور زندگی است و از بیمار تنها قلبش را می‌بینند و به فکر بیماران کم‌بضاعت هم نیست. اما با رسیدن فردی بیمار به درکی نو از معنای خانواده و فرزند و پزشک می‌رسد.

یک لحظه دیرتر 1391

این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است و در هر قسمت مضمون و پيامی دينی و اخلاقی را مورد توجه قرار می‌دهد و تلاش دارد تا در لحظات نسبتا حساس‌تری از زندگی روزمره در مرحله تصمیم، تردید، لغزش و… رویکردهای اخلاقی را با جزئیات بیشتری تأکید و مرور کند. درون‌ مایه‌های اخلاقی با نگاهی به قشر متوسط جامعه دست‌ مایه‌ های اصلی و مضمونی این مجموعه را رقم زده است.

خروس بی محل 1387

مادر پريا نويسنده قصه هاي كودكان است. يكي از شخصيت هاي داستانش او را مي دزدد و پريا براي رهايي مادرش از بند وارد ماجرا مي شود...

خواب سفید 1380

رضا شاگرد مغازه ي فروش لوازم عقد و عروسي است. او مجرد است و با پدر پيرش زندگي مي كند. رضا مسئول بردن وسايل مورد نياز براي مزون هاي لباس عروس است. او هرچند وقت يكبار در خلال كارش به زيارت قبر مادرش مي رود، در كنار قبرستان دختري به نام معصومه زندگي مي كند كه به رضا علاقه مند است، اما رضا به مانكني كه در ويترين مغازه است علاقه دارد و وقتي مانكن را مي برند بسيار ناراحت مي شود، روزي رضا عاشق خانمي مي شود كه با شاگردش براي خريد به مغازه ي آن ها آمده اند. رضا منزل خانم را پيدا مي كند و به بهانه هاي مختلف به آن جا سرمي زند. خانم وقتي متوجه ي رفت و آمدهاي رضا مي شود تصور مي كند كه او عاشق مريم شاگردش شده و از او مي خواهد كه براي خواستگاري به خانه ي آن ها بيايد، اما در مراسم رضا مي فهمد كه خانم متأهل است و خانم فكر مي كرده كه او عاشق شاگردش شده است و وقتي رضا ناراحت بر سر قبر مادر مي رود، معصومه از او مي خواهد كه با هم فرار كنند چراكه صاحب كارش از او خواسته تا با فرد ديگري ازدواج كند. در آخر معصومه را مي بينيم كه ترك دوچرخه رضا در حال حركت هستند.

مهمان 1385

کرولاین دختری آمریکایی است که قصد ازدواج با نامزد ایرانی خودش را دارد. اما یکی از دوستانش با نشان دادن فیلم «بدون دخترم هرگز» به او، کرولاین را نسبت به ایران و ایرانی‌ها بدبین می‌کند. کرولاین به ایران می‌آید تا با فرهنگ ایران از نزدیک آشنا شود...