برچسب اف 5

۲۰ شهریور ۵۹ بمباران‌های برون‌مرزی را در خاک عراق شروع کردیم/گفتم بیرون نپر که اینجا لانه زنبور است!

امیر خلبان حسین هاشمی می‌گوید به‌خاطر تحرکات نظامی رژیم بعثی عراق و تجاوزات گاه و بی‌گاه به خاک ایران، خلبانان پایگاه چهارم شکاری دزفول از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ پیش از شروع رسمی جنگ، بمباران‌های برون‌مرزی را آغاز کرده بودند.

کمر نیروی هوایی در دی‌ماه ۵۹ شکست/نامه می‌آمد که به‌نام خلق قهرمان ایران به اعدام محکومی!

بیشترین تلفات را در سه‌روز ۱۶ تا ۱۸ دی دادیم. کمر نیروی هوایی شکست؛ از اف‌فورها گرفته تا اف‌پنج‌ها. بچه‌ها لت‌وپارشده در دزفول نشستند. خودم در آن‌چندروز چهارسورتی پرواز کردم چون لشکر ۱۶ قزوین در نعل اسبی افتاده بود و فقط داد می‌زد «نیروی هوایی کمک کن!»

روایت انداختن سه‌فروند میراژ عراقی بدون شلیک یک موشک و فشنگ/احمد مرادی چرا خیانت کرد؟

من شل می‌چرخیدم. این‌ها هم موشک می‌زدند. کابین عقب اف‌چهارده عقب هواپیما را کامل می‌بیند. این‌طور بود که آقای جراح می‌گفت «بت سیکس!» و من بِرِیک می‌کردم. دوباره شل می‌کردم که بعدی بیاید. دوباره «بت سیکس» و دوباره بریک! این‌ها هم به هواپیما فشار می‌آوردند و بنزین می‌سوزاندند. من هم راحت گردش می‌کردم که در دم من قرار بگیرند و موشک بزنند.

ایران پیش از انقلاب به نیابت از آمریکا در منطقه می‌جنگید/اف‌پنج را انتخاب کردم چون می‌خواستم تنها بپرم

فقط ACM داشتیم. چون ایران، پراکسی آمریکا بود و به نیابت از آمریکا در منطقه می‌جنگید. این‌دوره را گذاشتند چون می‌خواستند خلبانان ایرانی را ببرند در ظفار بجنگند. یعنی دلشان برای ما نسوخته بود. آمدند و بدو بدو برای دوره انتخابمان کردند و بردند. پس این‌دوره، هدیه و لطف نبود. منافع خودشان بود.

اف‌پنج‌های دزفول چگونه پایگاه ناصریه را کوبیدند/سه‌بار انگ خیانت خوردم و تبرئه شدم

می‌شود یک‌سندان که از ۴ آهنگر با ۴ پتک تشکیل شده و هدف را می‌کوبند. حساب کن ۱۶ فروند این‌کار را روی یک‌هدف انجام دهند. تظیم کرده‌اند ۱۶ فروند با فاصله ۳ ثانیه به‌طور مستمر و لاینقطع هدف را بمباران کنند. کمتر از یک‌دقیقه این‌طور هدف را می‌زنند. کدام پدافند می‌تواند آن‌ها را بزند؟

عملیات مرصاد و دور کردن ناوهای آمریکایی به‌روایت تایگر نیروی هوایی

باتوجه به حمایت‌های ارتش و نیروی هوایی عراق از منافقین، صبح جمعه ۳۱ تیر دو فروند F5_E با هدایت نجفی و طیبی برای بمباران توپخانه عراق در شهر کویته، از پایگاه دزفول برخاسته و هدف را با موفقیت بمباران کردند. پس از بازگشت به دزفول ماموریت دیگری برای بمباران منافقین در غرب مهران به آن‌ها محول شد و ...

خلبان ایرانی چرا از زدن ستون نیروی دشمن منصرف شد؟/مقیمی نتوانست اجکت کند و با هواپیما به هدف خورد

بنا بود ستونی را که حدود ۱۰ کامیون نیرو داشت، بزنیم. ستون در یک‌جاده خاکی حرکت می‌کرد و وقتی با چشم دیدمشان، دستور شلیک به آن‌ها با مسلسل را صادر کردم. ولی در یک‌لحظه پشیمان شدم و لحظه آخر که شیرجه کردیم، فریاد زدم Don’t Fire! Don’t Fire! این‌ را در حالی با فریاد گفتم که همه‌چیز برای کشتن صدها سرباز عراقی که در کامیون‌های بدون چادر نشسته بودند، آماده بود.

روایت کوبیدن پالایشگاه کرکوک با راکت‌های زونی/با سرود «ای ایران!» به خودم روحیه می‌دادم

هروقت از پله‌های هواپیما بالا می‌رفتم، یک‌شعار داشتم: «مرگ اگر مردی به نزد من بیا/تا در آغوشت بگیرم تنگ تنگ» این‌شعر خیلی به من روحیه می‌داد. سرود «ای ایران!» را هم به یاد بچه‌هایی که مظلومانه با کمترین امکانات شهید شده بودند، می‌خواندم.