برچسب اصغر حیدری

روزی روزگاری مریخ 1400

ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....

وضعیت زرد 2 1401

داستان سریال «وضعیت زرد 2» دارای رگه‌های سیاسی است ، خط قصه و شخصیت‌های آن شامل شش کاراکتر محوری می باشد که هرکدام از شخصیت‌ها، داستان و رگه‌هایی مخصوص به خود دارند.

تعطیلات پیرزن 1392

پسری به نام شریف همراه دوستش برای دزدی به خانه پیرزنی می روند. از خوش حادثه پیرزن هنگام دزدی، شریف را دستگیر میکند و از سوی دیگر دوستش به اون نارو میزند و…

بچه های خیابان 1382

"سامان" نویسنده جوانی است که کتاب داستانش چند سال قبل جایزه کتاب سال را کسب کرده، ولی حالا بعد از ازدواج با "مژگان" به توصیه پدر او فعالیت‌های فرهنگی‌ را رها می‌کند و به کار اقتصادی پردرآمدی مشغول می‌شود. او بعد از مدتی احساس می‌کند از زندگی اصلی خود عقب افتاده و برای همین تصمیم می‌گیرد برای بازگشت دوباره آرامش از دست رفته‌اش، مدتی جدا از همسر خود زندگی کند. به همین دلیل، بعد از دو سال به خانه پدری‌اش برمی‌گردد و ... .

درخت معرفت 1388

مجموعه درخت معرفت ساختاری اپیزودیک دارد و در هر قسمت از این سریال داستانی آموزنده که دارای محتوایی اخلاقی و پندآموز است، روایت می‌شود. اولین قسمت این مجموعه «ماهی» نام دارد و موضوع آن توکل به خدا و امید است. قسمت دوم با نام «کلید»موضوع حق الناس را به تصویر می کشد و سومین قسمت هم با نام «محبوب» به شرافت کاری و تعهد درکار می پردازد. اپیزود چهارم «بسم الله» است و داستان پسربچه ای را روایت می کند که در کلاس های درس استاد خط شرکت کرده و اکنون به آموزش کلمه بسم الله رسیده است. اپیزود «ایل» هم درباره کوچ عشایر است و داستان آن درباره قتلی است که در ایل اتفاق می افتد و حس انتقام شعله می کشد.

مزرعه آفتابگردان 1382

«عنایت» که ساکن قریه سلیجرد ساوه ایران است. قبل از مرگش از پسرش، رضا(کیهان ملکی) می‌خواهد تا زمین موروثی اش را آباد کند. رضا بعد از مرگ پدر، از وزارت معارف(آموزش و پرورش) رخصتی گرفته و از تهران به ساوه آمده و به آبادی زمینی پدری مصروف می‌شود. هفت تن از شاگردانش نیز به کمک او می‌آیند و...

کنار تو می خندم 1392

رضا و نسترن در تدارک جشن عروسی شان هستند. رضا درگیر کارهای عروسی است و روز به روز ماشینش خرابتر می شود. او به نسترن پیشنهاد می دهد تا با دوستش درمیان بگذارد و ماشین دوستش را برای گل زدن در روز عروسی قرض بگیرند، چون ماشین او مشکل دارد. اما دوست نسترن هم ماشینش را لازم دارد. یکی از دوستان رضا به او مبلغی را بدهکار است. رضا از او می خواد که پولش را برگرداند چون در روز عروسی به آن نیاز دارد. دوستش هم در قبال بدهی اش به او لطف می کند و یکی از ماشین های نمایشگاه را که ماشینی گرانقیمت است به او قرض می دهد تا آن را گل بزند…..

شب های برره 1384

کیانوش استقرارزاده سردبیر یک روزنامهٔ دههٔ ۱۳۱۰ است. او با نوشتن مقاله‌ای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم می‌شود. در بین راه در اتفاقاتی توسط یک مار (نشیمن‌گز) گزیده می‌شود. شیرفرهاد، پسر خان پایین‌برره یعنی سالارخان، او را به برره می‌آورد.