دو پنجره 1374
این سریال دربارهٔ دختر و پسری است که عاشق یکدیگر میشوند ولی بعد از مدتی با مشکلات زندگی رو در رو میشوند.
این سریال دربارهٔ دختر و پسری است که عاشق یکدیگر میشوند ولی بعد از مدتی با مشکلات زندگی رو در رو میشوند.
سریال راز بقا درباره جوانی به نام رحیم با بازی بهرام افشاری میباشد؛ سعید آقاخانی نیز ایفاگر نقش یک روحانی است که با پدر رحیم دوست بوده و حال بعد از فوت او هوای پسرش را دارد؛ حسن معجونی هم نقش برادر رحیم را در این مجموعه به عهده دارد.
این سریال داستان زوج میانسالی به نام منصور جمالی (حمید لولایی) و شکوه (مریم امیرجلالی) است که با دو دختر و دامادشان در مجتمعی آپارتمانی زندگی میکنند. از قسمت ۲۲ (دقیقه ۳۸) با ورود شنبه (سیدجواد رضویان) (کارگر به ظاهر افغانی) و ماندگار شدن او در چهارخانه داستان روند جذابتری را به خود میگیرد٫ طوری که مشخص میشود که حامد (رضا شفیعیجم) داماد بزرگ خانواده نیز هم ولایتی شنبه بوده و نام واقعی او چهارشنبه است، و توانسته با به قول خود «نیرنگ» خانوادۀ جمالی را گولزده و با دختر بزرگتر آنها ازدواج کند تا صاحب یکی از چهار واحد آپارتمانی که داستان در آن روایت میشود گردد. پس از این در هر قسمت اتفاق تازهای رخ میدهد که ماجرای همان قسمت از برنامه به صورت طنز و کمدی بیان میشود.
داستان دربارهٔ خانوادهای است که از نظر مالی وضع مناسبی ندارند. در همین هنگام یکی از آنها به نام «بیژن جمالی» (با بازی مهران مدیری) خبردار میشود که در قرعهکشی بانک، برنده یک اتومبیل بسیار گرانقیمت شدهاست. او از شنیدن این خبر خوشحال میشود و برای گرفتن جایزه به بانک مراجعه میکند اما متصدی بانک به او میگوید این اتومبیل را بهطور مشترک با فردی دیگر در اراک به نام «کامبیز باقی» (با بازی رضا شفیعیجم و برگرفته از شخصیت صفا در سریال کوچه اقاقیا در قسمتهای پایانی سریال مذکور) برنده شدهاست. از این زمان به بعد است که ماجراها و مشکلاتی آغاز میشود و همه سعی دارند سهم بیشتری از فروش ماشین ببرند که باعث ایجاد وقایع کمدی میشود.
۵ نوجوان به بهانه تشکیل یک تیم فوتبال، گرد هم می آیند و در ادامه داستان، ماجراهای مختلفی برای هر یک از آنها رخ میدهد.
مسعود، یاشار و کامران سه جوان هستند که در آستانه ترشیده شدن هستند و تلاش های بسیاری برای جلوگیری از اتفاق می کنند که در این مسیر اتفاقات جالب و خنده داری برایشان اتفاق می افتد
داستان این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ جوانی به نام پرهام است که سودای خوانندگی در سر دارد اما در هیچکدام از سبکهای موسیقی به موفقیت دست پیدا نمیکند؛ بنابراین به تشویق دو تن از دوستان خود تصمیم میگیرد که برای خوانندگی به خارج از کشور سفر کند.