بازگشت به خانه 1375
«مهدی ساعد» مهندس مخابرات جوانی است که با همسرش روشنک و پسرشان مهراب زندگی بی دغدغه و آرامی را میگذرانند اما بروز یک حادثه زندگی آنها را با مشکل بزرگی مواجه میکند.
«مهدی ساعد» مهندس مخابرات جوانی است که با همسرش روشنک و پسرشان مهراب زندگی بی دغدغه و آرامی را میگذرانند اما بروز یک حادثه زندگی آنها را با مشکل بزرگی مواجه میکند.
این فیلم داستان مردی است که در یک شب بهاری در اثر ضربه قفل فرمان اتومبیل در خیابان کشته می شود .در این روایت ، همسر مقتول به عنوان متهم اصلی و قاضی دادگاه به عنوان گره گشا، بیشترین نقش را دارند .
داستان این سریال دربارهٔ دو برادر است که در شرکت نفتی جنوب مشغول کارند.
هر قسمت از سریال دایره تردید یک ماجرای پلیسی روایت میشود. داستانهای سریال دایره تردید عموماً به ماجراهای جنایی مربوط میشوند و در هر قسمت یک اتفاق رخ میدهد که آن ماجرا توسط کارآگاه پلیس و دستیارانش کشف رمز شده و متهمین دستگیر میشوند.
ستوان مسعود امینی دانشجوی ممتاز دانشکدهٔ افسری در سال ۱۳۵۶ که در قسمت تجسس خدمت مینمود در حین پیگیری پرونده مواد مخدر به سرنخهایی دست پیدا میکند که نهایتاً ریشه اصلی آن به نظام شاهنشاهی میرسد به همین دلیل از پیگیری پرونده منع میشود ولی سماجت وی در تعقیب پرونده خشم فرمانده و مسوولان وقت را برمیانگیزد و آنان پس از پرونده سازی برای او موجبات بیست سال حبسی را برایش فراهم میآورند پس از انقلاب اسلامی وی همراه با سایر زندانیان سیاسی آزاد … و در سال ۱۳۷۶ همراه با ستوان پویا سپهری با دریافت اطلاعات محرمانهای دربارهٔ اجلاس سران کشورهای اسلامی پی به توطئهای در جهت اخلال و ناامنی در برگزاری کنفرانس میگردند و…
داستان سریال در مورد زندگی سه خانواده است که در مسیر ازدواج فرزندان خود دچار مشکلاتی می شوند.
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس میرود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ میآورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا میشود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شدهاست. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج میکند و موفق میشود سمت منشی گری «حسن تقیزاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقیزاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامهای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه میکند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را میکند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب میشود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازههایی جدید میکند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر میشود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاقهای تازهای در شهر سامان رخ میدهد.وبلانژ را طلاق میدهد