برچسب اردلان شجاع کاوه

گذرگاه 1365

يك رزمنده به نام ناصر به همراه سه تن از همرزمانش (احمد- قاسم و محمد) براي عمليات گشت و شناسايي به جبهه اعزام مي شود. ناصر حلقه ي ازدواجش را به عاطفه كه تازه به عقد او در آمده مي دهد و عازم مي شود. در جبهه براي انجام مأموريت ناصر و همرزمانش به وسيله ي يك راهنماي محلي از راه مخفي ادامه مسير مي دهند اما راهنماي محلي توسط عراقي ها كشته مي شود و گروه مجبور مي شود از راه اصلي به شناسايي برود. مأموريت كه انهدام يك پل تداركاتي در مسير يك گذرگاه است، به خوبي انجام مي گيرد، اما قاسم و محمد كه از لباس مبدل عراقي ها استفاده كرده بودند به عنوان نظاميان خاطي به جوخه ي اعدام سپرده مي شوند، ناصر بعد از شكنجه شدن توسط دو عراقي ناراضي موفق به فرار شده و احمد نيز فرار مي كند اما بعد از نجات ناصر به دليل بيماري، جانباز مجهول الهويه شناخته مي شود، اما احمد او را شناسايي مي كند و ناصر بهبود مي يابد و عاطفه حلقه ي ازدواج را به ناصر هديه مي دهد.

عملیات کرکوک 1370

به منظور مقابله با تبليغات نيروهاي دشمن مبني بر بي تحركي نيروهاي ايراني، يك گروه از رزمندگان جنگ هاي نامنظم مأموريت مي يابند طي عملياتي در درون خاك دشمن، پالايشگاه شهر كركوك را به آتش بكشند. گروه پس از مجاهدت هايي و گذراندن حوادثي به شهر نزديك مي شوند. در اينجا كردهاي مسلمان عراقي به كمك آنها مي آيند و همه دست در دست يكديگر مأموريت را به سلامت به انجام مي رسانند و با به جا گذاشتن سه شهيد، باز مي گردند.

دایره سرخ 1374

هواپيماي سرگرد رضا ابراهيمي، خلبان نيروي هوايي، هنگام بازگشت از يك عمليات برون مرزي توسط پدافند سنگين يك منطقه ناشناس در خاك عراق مورد اصابت گلوله قرار مي گيرد. رضا در اين حادثه دو پايش را از دست مي دهد، اما با اصرار خودش، همچنان به كار در نيروي هوايي ادامه مي دهد. او قصد دارد محل پدافند ناشناس را شناسايي كند و طرح بمباران كارخانه ساخت مهمات و تجهيزات شيميايي واقع در‌ آن را بريزد. در اين بين سرهنگ سابق، محمودي ـ پدر همسر رضا كه در آلمان زندگي مي كند ـ براي بردن خانواده دخترش به آلمان، نزد رضا و خانواده اش مي آيد. رضا با رفتن به آلمان مخالف است و به تدريج با نشان دادن تلاشش براي طرح ريزي انهدام كارخانه، محمودي را كه يك خلبان قديمي نيروي هوايي است، به خود مي آورد و در بين داوطلبان قرار مي دهد. هنگام شروع عمليات هوايي، يكي از خلبان ها به دليل مشكلي قادر به شركت در عمليات نمي شود و محمودي جايش را مي گيرد. عمليات انهدام با موفقيت انجام مي شود و محمودي كه هدايت يكي از هواپيماها را بر عهده دارد، سرانجام با وجودي كه هواپيما مورد اصابت قرار گرفته، سالم در فرودگاه به زمين مي نشيند.

بایکوت 1364

"واله" بیشتر اوقاتش را به فعالیت‌های ضد رژیم و پیگیری عملیات گروه سیاسی خود اختصاص داده و زمان چندانی را برای پرداختن به خانواده و زندگیش ندارد. او برای اینکه همسر پا به ماهش را در بیمارستان بستری کند، چون پول لازم را ندارد ناچار ساعتش را به عنوان ودیعه به صندوق می‌دهد. و بعد هم همسرش که انتظار برای بازگشت واله را جهت بردن او و نوزادش به خانه، بیهوده می‌داند، از بیمارستان می‌گریزد و سپس درمی‌یابد که همسرش در جریان یک درگیری با ماموران امنیتی گرفتار شده است. زن شدائد را بدور از وسوسه‌های اطرافیان تحمل می‌کند و واله نیز در زندان علیرغم تحمل شکنجه مشکلات، نسبت به جهان‌بینی و گرایش‌های سیاسی‌اش به تردید می‌رسد. ولی همفکرانش برای تبلیغ افکارشان به یک قربانی نیاز دارند و از او می‌خواهند که بر تردیدش فائق آمده و در طریق راهی که دارند، مرگ را پذیرا شود، واله در زندان بحث و گفتگوهایش با دوست مبارز و ضد رژیم خود را که در یک گروه مذهبی فعالیت دارد، بخاطر می‌آورد و در پایان به سوی مرگ می‌رود بی‌آنکه به خواسته‌های همفکرانش عنایتی داشته باشد.

بر بال فرشتگان 1371

«حجت » كه تنها برادرش را در جنگ از دست داده است از اينكه در سال هاي آخر در كنارش نبوده رنج مي برد و براي تسلي خاطر خود تابلويي را به ياد او سفارش مي دهد. به زودي شركتي كه حجت با موفقيت اداره اش مي كرد، دچار مشكل مالي مي شود. تلاش او براي رفع اين مشكل فرصتي فراهم مي آورد تا به گذشته برگردد و زندگي خود و برادرش را مرور كند.

دادستان 1370

در سال 57، به هنگام وقوع انقلاب اسلامي، بازپرس دادگر ضمن بررسي پرونده كامپيوتريزه كردن سيستم بايگاني سازمان تأمين خدمات اجتماعي (وزارت بهداري) كه توسط يك شركت آمريكايي انجام مي شد، به يك سري اعمال خلاف از جمله حساب سازي و رشوه خواري پي مي برد و جمعي از مسئولين آمريكايي شركت و همدستان ايراني آنها را دستگير و به زندان مي اندازد. تلاش هاي اوليه شركاي شركت براي آزادي آمريكايي ها بي ثمر مي ماند. دادگر مصر است كه بايد آنها محاكمه و مجازات شوند. تيمي از تكاوران آمريكايي كه قبلاً تجربه آزاد سازي چند خلبان از زندان هانوي در ويتنام را دارند، مأموريت مي يابند آمريكايي هاي بازداشته شده را از زندان برهانند... بازپرس دادگر پس از ارتقاء مقام به دادستاني، پرونده مذكور را از طريق دادگاه دالاس و سپس لاهه تعقيب مي كند و موفق به بازپس گرفتن مطالبات ايران از آمريكا مي شود.

پاپیتال 1385

مريم زادمهر وكيل موفقي است. يكي از موكل هاي او به نام عطيه توسط همسرش جليل كه مشكوك به بيماري پارانوياست كتك مي خورد. زادمهر حكم طلاق عطيه را از دادگاه مي گيرد و جليل در صدد انتقام از او برمي آيد.