نو عروس 1381
خانم میرطرق، سالها قبل در دفترخانه کوهساری توسط فرد دیگری به عقد مردی به اسم نیک نژاد درآمده؛ اما گول خورده است. نیک نژاد در واقع یک مرد متأهل بوده که با فریب دادن میرطرق، او را به عقد موقت خود درآورده و پس از مدت کوتاهی رهایش کرده …
خانم میرطرق، سالها قبل در دفترخانه کوهساری توسط فرد دیگری به عقد مردی به اسم نیک نژاد درآمده؛ اما گول خورده است. نیک نژاد در واقع یک مرد متأهل بوده که با فریب دادن میرطرق، او را به عقد موقت خود درآورده و پس از مدت کوتاهی رهایش کرده …
در سال های حکومت رضاشاه به شهربانی های شهرستان ها دستور داده می شود که کاروان شادی به راه اندازند. مردم گرگان و بندر ترکمن به مخالفت برمی خیزند چرا که جریان مصادف شده است با دهه ی محرم، اما حکومت با مردم درگیر می شود و مدتی در شهر، حکومت نظامی برقرار می شود و پسر ماژور ارفع، افسر تبعیدی دستگیر می شود، پدر ماژور را نیز دستگیر می کنند و به زندان موقت می اندازند...
دو خانواده از دو قشر متفاوت جامعه همزمان در حال اسباب کشی هستند، بطور اتفاقی آدرس این دو خانواده در باربری جابجا میشود و اثاثیه خانواده متمول به خانه خانوده متوسط و بالعکس حمل میشود و در این میان اتفاقات شیرین و طنز رقم میخورد ...
مدیر یک آسایشگاه اعصاب و روان از پزشکی جوانی، دعوت میکند تا روی نوع خاصی از بیماران روانی تحقیق کند. با حضور پزشک جوان در مجموعه، او متوجه حوادث غیر معمول و پیچیده در بین بیماران و کارکنان آسایشگاه میشود.
این فیلم داستان دو بازرس را روایت میکند که یک پرونده فساد مالی را پیگیری میکنند متهم اصلی این پرونده کسی است که به راحتی هویت خود را تغییر میدهد.
در خیابان لاله زار، چند تماشاخانه تئاتر در حال افتتاح شدن است. عده ای از اقصی نقاط ایران و حتی خارج از کشور برای جشن افتتاحیه در یکی از هتلهای خیابان لالهزار اتاق رزرو میکنند. در هتل کاتوزیان اتفاقات عجیبی میافتد.
دو رفیق قدیمی که به جرم دزدی تازه از زندان آزاد شدهاند، تصمیم به دزدی مجدد میگیرند اما این بار خودشان دزدیده میشوند که این سرآغاز قصهای اجتماعی با مایههای طنز میشود.
حاج محمود مروتی مردی خوشنام و خیری است که به تازگی از دنیا رفته.آغاز قصه چهل روز پس از درگذشت حاج محمود است. زمانی که اعضای خانواده مروتی بنا بر وصیت حاج محمود در عمارت پدری گرد هم آمدند تا به وصیت او عمل کنند. حاج محمود در وصیت خود از فرزندانش خواسته است تا بنای یک عمارت قدیمی را که از نیاکانش به ارث رسیده جهت تاسیس یک موسسه خیریه وقف نمایند.اما نادر فرزند کوچک خانواده که به خوبی از ارزش مادی این ملک واقف است با این کار مخالف است …