مهرآباد 1390
مهرآباد روایتگر زندگی کیا مقدم است که پس از ۱۲ سال دوری از وطن و شکست در زندگی زناشویی برای پیگیری کارهای شخصی به کشور بازمیگردد ولی در همان بدو ورود با اتفاقی روبهرو میشود که زندگی خودش و بسیاری را تحت تأثیر قرار میدهد.
مهرآباد روایتگر زندگی کیا مقدم است که پس از ۱۲ سال دوری از وطن و شکست در زندگی زناشویی برای پیگیری کارهای شخصی به کشور بازمیگردد ولی در همان بدو ورود با اتفاقی روبهرو میشود که زندگی خودش و بسیاری را تحت تأثیر قرار میدهد.
«سهمی برای دوست» با مضمون طنزگونه اجتماعی داستان دو برادر خوانده را به تصویر میکشد که وضعیت مالی مناسبی ندارند. آنها دست به هر کاری میزنند تا شرایط خود را دچار تغییر کنند، تا اینکه تصمیم میگیرند وارد بازار بورس شوند و هین امر زمینه ساز اتفاقات جدیدی برای یکی از دو برادر خوانده را به تصویر میکشد که وضعیت مالی مناسبی ندارند که.....…
داستان فیلم به دام افتاده درباره شخصي به نام برات را روايت مي كند كه كليد ساز ماهري است. او به پيشنهاد فردي كلاهبردار تصميم به باز كردن گاو صندوقي مي گيرد اما غافل از اينكه دوربين هاي مدار بسته تصوير او را ضبط كرده اند. او دستگير شده و راهي زندان مي شود تا اينكه در زندان...
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.
داستان سریال میانبر در یک آپارتمان چند واحدی می گذرد که ساکنان آن با مشکلاتی روبه رو هستند. از طرفی با انتخاب مدیر ساختمان مواجه می شوند و در این بین ماجراهایی برایشان رقم می خورد. یکی از مضامین مهم این سریال انتخاب های اشتباهی است که باعث بروز مشکلات میشود.
پنج پسربچه عاشق فوتبال هستند و روزهایشان را به بازی کردن در خیابان و محله میگذرانند؛ نبود جای مناسب بازی برای این پنج بچه باعث میشود آنها در اکثر اوقات دستهگلی به آب دهند و ماجرا به شکستن شیشه و فرار آنها از مهلکه ختم شود. یک روز بهطور اتفاقی آنها وارد مسجد شده و میفهمند که پشت مسجد زمین مناسبی برای بازی آنها است...
سریال «لیسانسه ها» داستان سه جوانی است که دارای مدرک تحصیلی لیسانس هستند. «حبيب» که وضع مالی مناسبی دارد، ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی هنوز نتوانسته ازدواج کند، «مسعود» در آستانه ازدواج است ولی مشکلات زیادی دارد و «مازيار» هر یک دارای مشکلاتی هستند که برای حل آن تصمیم می گیرند به یکدیگر کمک کنند.
هاتف پس از ۳۰ سال به ایران باز می گردد و با خواندن نامه پدر مرحومش از واقعیت تلخی مطلع می شود. همزمان با اوج گرفتن درگیری های خیابانی مردم انقلابی با مزدوران شاهنشاهی ، هاتف بر سر قراری حاضر می شود که مینا هرگز به آن نمی رسد . آنها، هر دو دانشجویان عضو نهضت اسلامی بوده و بر خلاف نظر والدینشان مصمم به ازدواج هستند. از این رو پدر هاتف که از قرار آنها مطلع شده از دوستان نظامی اش می خواهد تا مینا را پیش از رودر رو شدن با پسرش دستگیر کند و فردای همان روز هاتف را به بهانه تحصیل، فورا از کشور خارج می کند.