حدس بزن چه کسی برای عید می آید 1389
داستان اين فيلم تلويزيوني درباره پسري است كه خودش را براي كنكور آماده ميكند و خانوادهاش مأموريت دارند كه به كيش بروند، اين پسر در تعطيلات همراه دايي خود در خانه تنها ميماند و ماجرا دربارهي اين دو نفر است.
داستان اين فيلم تلويزيوني درباره پسري است كه خودش را براي كنكور آماده ميكند و خانوادهاش مأموريت دارند كه به كيش بروند، اين پسر در تعطيلات همراه دايي خود در خانه تنها ميماند و ماجرا دربارهي اين دو نفر است.
داستان این فیلم درباره زوج جوانی است که بلند پروازیهای مرد باعث اتفاقاتی میشود که رگههایی از طنز دارد.
بابک پرچمدار جوان بیکار، دست و پا چلفتی و خیال بافی است که دائما برای دیگران به ویژه همسرش دردسر ساز شده و همه تلاشش برای ثبت اختراع دزدگیر الکترونیکی بی نتیجه مانده است. مشکلات مالی او هر سال علتی است که صاحب خانه ها را از تمدید قرارداد اجاره برحذر می کند و بابک به ناچار اینبارهم باید محل زندگی اش را تغییر دهد. منزل جدید اجاره ای او و همسرش ثریا، خانه ای است که صاحبش مدتی است مفقود شده و خیال آنها از پرداخت اجاره، حداقل برای مدتی راحت است. بابک که از مشکل راه رفتن در خواب رنج می برد شبی شاهد سربه نیست شدن مردی به دست همسایه روبرویی می شود اما به هر کسی مراجعه می کند صحبتهایش به حساب خیالبافی گذاشته می شود تا اینکه خود او هم به دام همسایه جنایتکار افتاده و راز مفقود شدن صاحبخانه بر او برملا می شود. بابک فرصت دارد تا پیش از هرگونه اقدام محسن، همسایه، جان خود و همسایه های گیرافتاده را نجات دهد.
این فیلم درباره ی دو جوان ماجراجو است که همزمان با مسابقه تیم ملی کشورمان در فینال جام جهانی ۲۰۱۴ از فرصت استفاده می کنند و نقشه هایی را در سر می پرورانند و…
پیشنهاد دستمزدی گزاف برای فرستادن یک عتیقه گرانبها به خارج کشور، جلال عتیقه فروش (سیروس ابراهیمزاده) و دخترش هدیه (بهاره رهنما) را وسوسه میکند تااز رفاقتشان بایک مامور کهنسال گمرگ سوءاستفاده کنند. امادرست قبل ازاجرای نقشه، پیرمرداز دنیا میرود و کارمندی مقرراتی به نام کامران (سروش صحت) جایش رامیگیرد که معلوم نیست چطور میشود با او کنار آمد!
فیلم «به بهانه عید» درباره پسر نوجوانی به نام «علی» است که از مادرش پولی را می گیرد تا برای لباس عید خودش و خواهرش، لباس بخرد. اما پیش از رسیدن به لباس فروشی، تصمیم می گیرد با پول لباس خواهرش، ساعتی که همیشه دوست داشته را خریداری کند. وی ساعت را می خرد، اما بقیه پول را گم می کند.
عروسک فروشی در پارک ماجراهایی که بر سر دوست سینماگرش آمده است را برای دختر جوانی بازگو میکند. دختر جوان که از عوامل فیلمی است که در آنسوی پارک مشغول فیلمبرداری آن هستند، در انتها به هویت مرد عروسک فروش پی میبرد.
آتش اشک ریز جوانی ساده دلی که برای پاس کردن چک های جهیزیه خواهرزاده اش به مشکل برخورده، به ناگهان متوجه می شود مبلغ بسیار زیادی پول در حساب بانکی اش ریخته شده و …