نون و ریحون 1389
این سریال داستان چند جوان است که با کمک هم رستورانی را راه اندازی میکنند و تحت تاثیر خان عمو مصمم به مجرد بودن هستند اما هر کدام جداگانه در مسیر عشق قرار میگیرند.
این سریال داستان چند جوان است که با کمک هم رستورانی را راه اندازی میکنند و تحت تاثیر خان عمو مصمم به مجرد بودن هستند اما هر کدام جداگانه در مسیر عشق قرار میگیرند.
فیلم "انتخاب موفق" درباره زوجی است که ضمن دارا بودن اختلافات مختلف با یکدیگر ، تلفنی به طور نا خواسته مشکلات آنان را چند برابر می كند و خانواده ها در صدد بهبود رابطه این زوج بر می آیند . بخش مستند با ترکیب بخش داستانی ، وارد زندگی زوج های جوان می شود و ماجرا با دو نگاه برای مخاطب روایت می كند و انتخاب بازیگران بخش داستانی توسط بهروز محمدیانجام گرفته است .
بابا سیبیلو یک کمدی خانوادگی است که در آن از کودک 5 ساله تا پیرمرد 100 ساله نقش آفرینی دارند و در طول قصه ماجراهای جذابی را رقم میزنند…
در روز قبل از سال تحویل، خانواده ای که ساکن شرق تهران هستند قصد رفتن به یک مهمانی رو دارندکه ورود یک غریبه به این خانه تمام معادلات نورورز را به هم میریزد…
مسعود (مهران غفوریان) به همراه همسرش سمیرا (مونا بیگی) و خواهرش گلرخ (مرجانه گلچین)، که علیرغم سن بالایش مجرد است، در خانهای اجارهای زندگی میکند. مشکلات مالی مسعود که ناشی از یک ماجرای کلاهبرداری است، برایش به جا مانده و او را در مخمصهای میاندازد که فرار از آن ۱۵ قسمت مجموعهٔ تلویزیونیِ راه دررو را دربرمیگیرد….
این فیلم داستان مردی به نام رحیم قلندریان را روایت می کند که کارگر یک تولیدی لباس است اما در آستانه سال نو برای خرید دارو های پدر 85 ساله اش به ترکیه سفر می کند اما در آن جا برای خرید بلیط برگشت….
دینامیت داستان آپارتمانی را روایت میکند که افرادی از قشار مختلف جامعه، چون ساقی و طلبه در آن ساکن هستند. در واقع دو طلبه با بازی پژمان جمشیدی و احمد مهرانفر، ساقی با بازی محسن کیایی و همچنین دو دختر با ایفای نقش نازنین بیاتی و زیبا کرمعلی هم در این ساختمان حضور دارند که با توجه به تضادهای فکریشان موقعیتهای طنزی را میسازند.
داستان از این قرار است که کارمندی ترفیع رتبه گرفت و قرار شد از این بابت به همکاران کباب غاز دهد ولی می خواستند کباب را سر سفره بیاورند و کسی آن را دست نزند. پسر عمویش مصطفی در منزل آنها بود و از قبل به او گفتند که سر سفر بگو ما کباب نمی خوریم تا مهمانها کباب غاز را دست نزنند. او همین کار را میکند ولی صاحب خانه در ظاهر اصرار به خوردن می کند و از کباب تعریف می کند. این تعریف باعث شد که دل مصطفی آب شده و قسمتی از گوشت غاز را بگیرد و …