برچسب احمد هاشمی

ارتقای کیفیت محصولات سنگین پالایشگاه نفت بندرعباس

مدیرعامل شرکت پالایش نفت بندرعباس بر لزوم اجرای دقیق پروژه ارتقای کیفیت محصولات سنگین این پالایشگاه طبق برنامه پیش‌بینی‌ شده و انجام هماهنگی‌ های لازم برای رفع موانع و تسریع در فرآیند اجرای آن تأکید کرد.

جهش تولید پالایشگاه بندرعباس با سرمایه‌گذاری ۱.۷ میلیاردی

مدیرعامل شرکت پالایش نفت بندرعباس از اجرای طرح‌های ارتقای کیفی با سرمایه‌گذاری ۱.۷ میلیارد یورویی خبر داد و گفت: با اجرای کامل این طرح‌ها در دو فاز، تولید فرآورده‌های اصلی پالایشگاه سه تا چهار برابر افزایش می‌یابد.

هشت پا 1403

داستان هشت‌پا درباره یک پلیس جوان است که درگیر یک پرونده قتل مشکوک می‌شود. اما پرونده قتل مشکوک آغاز ماجراهای عجیب و غریبی است که در خلال پیگیری این پرونده برای پلیس جوان رقم می‌خورد.

روزهای انتظار 1365

قحطی باعث بالا رفتنِ قیمت جو شده؛ بنابراین گروهی از حاشیه نشینانِ کویر، تصمیم می‌گیرند که آذوقهٔ احشام خود را از شهر تهیه کنند. سبحان برای خرید راهی شهر می‌شود. در حالی که به جهت سرما و بدی راه‌ها هیچ راننده‌ای حاضر نیست محمولهٔ خریداری شده را به محل اتراق عشایر برساند، یک رانندهٔ تهرانی داوطلبِ این کار می‌شود. و این در حالی است که سیل جاده را برده و کامیون در راه مانده، احشام یکی یکی در حال تلف شدن اند و اهلِ عشیره در تضاد با یکدیگر برای تصمیم‌گیری. گروه که علی‌رغم نظرِ بزرگِ عشیره، برای خرید جو نزدِ فروشندهٔ همیشگی رفته و دست خالی برگشته اند، در راه به کامیونِ مانده در شنهای کویری برمی‌خورند و با کمک شترهایی که به همراه دارند، آن را از شن بیرون می‌کشند و به محلِ ایل می‌رسانند.

بازپرس 1401

محور قصه این سریال بازپرسی به نام صدراست که محسن قصابیان نقش آن را بازی می‌کند. بازپرس صدرا در جریان یک سوء‌استفاده اقتصادی بزرگ قرار گرفته و با دنبال کردن سرنخ‌های این پرونده به یک آقازاده و یک تهیه‌کننده رانت‌خوار می‌رسد و...

فرار 1363

جنگ ايران و عراق آغاز شده و جوانان زيادي عازم جبهه ها شده اند اما علي پسر آقا رحمت نه تنها حاضر به جنگيدن نيست بلكه از موقعيت خود هم اصلاً راضي نيست و با وجود مخالفت هاي پدر، تمام كوشش خود را بكار گرفته تا بتواند به آن سوي مرزها برود. او بالاخره بصورت غيرقانوني از مرز خارج شده به آلمان مي رود، اما آن جا چون كار و كسبي پيدا نمي كند با شخصي به نام مصطفي به ايران باز مي گردد و مطلع مي شود كه پدرش داوطلبانه به جبهه رفته است. علي نيز راهي جبهه مي شود و پدر را مجروح مي يابد و پدر از ديدن علي در لباس يك رزمنده بسيار خوشنود مي گردد.

خاک و خون 1362

اسد، بزرگ مالك و سرمايه دار روستا، دهقاني به نام كاك خان را زير فشار قرار مي دهد تا زمينش را براي احداث جاده كارخانه به او و اگذار كند. كاك خان امتناع مي كند و براي دادخواهي به شهر نزد شازده، پدر اسد، مي رود. ملاقات شازده نيز مشكلي از كاك حل نمي كند وقتي به روستا باز مي گردد با جسد پسرش رو به رو مي شود، كه افراد اسد به قتل رسانده اند. همسرش نيز از ضربه وارده عقل باخته است. كاك از اسد انتقام مي گيرد. شازده با ايادي خود به روستا مي رود. كاك با كمك شخصي به نام محمد جان قمشه اي تعدادي از همراهان شازده را از پا در مي آورد و پس از كشته شدن محمد جان دستگير و به اعدام محكوم مي شود. كاك خان را براي اجراي حكم به روستاي زادهگاهش مي برند، در آن جا با همكاري گروهي از اهالي نجات مي يابد. كاك از شازده انتقام مي گيرد و به همراه همسرش و تعدادي از اهالي به كوه مي زند.