برچسب احمد نجفی

شوریده 1383

دختر جواني به نام «سرير» دست به خودكشي مي زند. دكتر مهيار مروي به مداواي او مي پردازد و سعي مي كند تا به علل اين حادثه پي ببرد كه درگير حوادث ناخواسته اين مي شود و....

دوازده صندلی 1390

این فیلم راجع‌به به مخفی شدن گنجی ارزشمند در صندلی عقب یک پیکان است که مسابقه‌ای تند و نفس گیر برای یافتن پیکان آغاز می‌شود…

وعده دیدار (پرده عشق) 1382

استاد ابراهيم مهدوي هنرمند و نقاش پرده هاي مذهبي است. او كه جانباز شيميايي جنگ است، با بد شدن حالش براي معالجه و شركت در نمايشگاهي كه در لندن برگزار مي شود، به اين شهر سفر مي كند. از آن طرف هم عاموس كه با صهيونيست ها سر و كار دارد، به خاطر بدهي فراوانش مدام مورد تهديد واقع مي شود. عاموس كه به كارهاي هنري هم علاقه مند است در صدد است تا تكميل و فروش يك پرده مذهبي بدهي هايش را بپردازد. او كه متوجه شده ابراهيم به انگلستان آمده، محل اقامت او را زير نظر مي گيرد. عاموس براي رسيدن به مقاصدش ابراهيم مهدوي را مي ربايد و سربسته به او مي فهماند كه شرط آزادي او تكميل اين پرده مذهبي است؛ پرده اي كه در واقع پدر مهدوي نقاش آن بوده و نيمه كاره مانده است. مهدوي هم سماجت مي كند كه هيچ وقت اين كار را نمي كند و عاموس با گروگان گرفتن نرگس، همسر مهدوي، او را وادار به انجام خواسته اش مي كند. از طرفي حجتي هم ه در پي اين پرونده است به عاموس شك مي كند و با محاصره خانه او و بازرسي از آن جا متوجه حضور مهدوي و همسرش مي شود و مهدوي را كه دچار حمله شده، نجات مي دهد.

یک مرد یک شهر 1386

«اسماعیل مینوی» کارآگاه پلیس آگاهی است. بعد از سال‌ها با او تماس می‌گیرند تا برای تحویل بقایای پیکر برادر شهیدش به خرمشهر برود. اسماعیل راهی سفر می‌شود و در راه، نزدیک خرمشهر تصادف می‌کند؛ اما انگار این حادثه بهانه ای است برای کشف راز یک قتل.

قرنطینه 1386

جوانی به نام سهیل با تکیه به ثروت پدرش، فقط به خوش گذرانی مشغول است. او شبی در بازگشت از یک مهمانی تصادف می کند و مجروح می شود. مقصر از صحنه می گریزد و دختری به نام سمیه او را به بیمارستان می رساند. سهیل چشم که باز می کند و سمیه را می بیند، به او دل می بازد و با معرفی کردنش به عنوان مقصر تصادف باعث می شود پلیس او را نگه دارد تا بیش تر با سمیه آشنا شود. سمیه ابتدا در برابر اظهار علاقه سهیل مقاومت می کند اما سهیل سرانجام دل او را به دست می آورد و از سمیه تقاضای ازدواج می کند. داریوش پدر سهیل به شدت مخالف این ازدواج است و اعتقاد دارد سمیه و خانواده اش طمع به پول او دارند. با این حال سهیل به قیمت طرد شدن از خانواده و محروم شدن از ثروت پدر، قصد ازدواج با سمیه را دارد. در آزمایش های پیش از ازدواج، معلوم می شود که سمیه سرطان خون دارد و حتی با وجود شیمی‌درمانی حداکثر شش ماه زنده خواهد ماند. سهیل که فکر می کند در خارج از کشور ممکن است شانسی برای درمان سمیه باشد، برای کمک گرفتن از پدرش به سراغ او می رود، ولی پدر حاضر به این کار نمی شود. سهیل به گاوصندوق پدرش دستبرد می زند و داریوش او را به زندان می اندازد و به برادر سمیه می گوید سهیل به خارج از کشور رفته تا آنها از او قطع امید کنند. سمیه که در بخش قرنطینه بیمارستان بستری شده، در انتظار کمک سهیل است که از برادرش می شنود او به خارج رفته. مادر سمیه برای معالجه دخترش یکی از کلیه هایش را می فروشد و به دروغ وانمود می کند که عمل آپاندیسیت کرده است. در حالی که سمیه به مرگ نزدیک می شود، نامادری سهیل با گرو گذاشتن سندی او را آزاد می کند. سهیل به سراغ سمیه می رود و با رفع سوءتفاهم، جشن کوچک عروسی شان را در بیمارستان برگزار می کنند. نامادری سهیل در جشن عروسی شرکت می کند ولی با وجود تماس با پدر سهیل، او حاضر به شرکت در مراسم نمی شود. در حالی که پزشکان سمیه را جواب کرده اند و امیدی به زنده ماندن او نمی رود، مراسم ازدواج برگزار می شود و پایان مراسم مصادف است با مرگ مرد جوانی از ساکنان آسایشگاه که عاشق دختری بیمار در همان جا بوده و قصد ازدواج با او را داشته است.

استرداد 1390

فيلم "استرداد" به موضوع قرامت جنگي مي‌پردازد که قرار بود توسط انگلستان امريکا و شوروي براي جنگ جهاني دوم به ايران داده شود و مربوط به مقطع زماني 1332 است. اين فيلم يک درام تاريخي درباره وقايع جنگ جهاني دوم و مسائلي است که پاي نيروهاي متحدين و متفقين را به ايران باز کرد و در آن به ماجراي پرداخت غرامت به ايران اشاره مي شود.

فیلادلفی 1389

گروهي براي رساندن آذوقه و دارو از طريق تونل‌هاي زيرزميني از مرز رفح مصر به مرز رفح غزه اقدام مي‌كنند كه در طول مسير اتفاقاتي برايشان رخ مي‌دهد...