های کپی 1404
روایت فیلم «هایکپی» از دو دوست قدیمی آغاز میشود که سالها پیش همراه با زنی که بعدتر به آمریکا مهاجرت میکند، مالک زمینی مشترک بودهاند. اکنون پس از گذشت چهل سال، فرزند آن زن برای دریافت سهم خود به ایران بازمیگردد.
روایت فیلم «هایکپی» از دو دوست قدیمی آغاز میشود که سالها پیش همراه با زنی که بعدتر به آمریکا مهاجرت میکند، مالک زمینی مشترک بودهاند. اکنون پس از گذشت چهل سال، فرزند آن زن برای دریافت سهم خود به ایران بازمیگردد.
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
این فیلم روایتی از زندگی یک نویسنده و کارگردان سینماست که در پنج سال گذشته نتوانسته فیلمنامهای بنویسید و فیلمی را کارگردانی کند.
فیلم صد دام درباره مردی است که به دلیل شباهت با صدام حسین یکی از بدلهای صدام است و قرار میشود در تهران عملیاتی را اجرا کند…
یک فرزند جدید به خانواده ی مبینای هشت ساله اضافه می شود و ماجراها و مسئولیت های جدیدی را برای مبینا به همراه می آورد...
«لطیف بکتاش»(قربان نجفی) افغانی مقیم ایران به سبب نداشتن کارت اقامت باید ایران را ترک کند.اما همسر و دخترش در تهران ماندگار می شوند.هنگام انتقال به افغانستان او می گریزد و برای دیدن خانواده اش به تهران میآید.«سروان لطفی»(غلامحسین لطفی) مامور دستگیری افغانها،لطیف را تا مدرسه ای تعقیب می کند.لطیف که اختیار از دست داده آموزگار و بچه ها را گروگان می گیرد.لطیف در ازای آزادی بچه ها هواپیما و گزارشکر تلویزیونی میخواهد،همچنین او درخواست دیدار خانوادهاش را میکند.تلاش برای دستگیری لطیف ادامه دارد و او امیدوار برای دیدن همسر و دخترش در انتظار می ماند.
داستان این فیلم در یک مدرسه اتفاق می افتد؛ معلم محبوب کلاس سوم (ب) برای همیشه مدرسه را ترک می کند، بی آنکه دلیل خاصی برای بچه ها بیان کند. بچه ها برای پیدا کردن دلیل این کار معلمشان، سعی می کنند او را خارج از مدرسه بیابند. پس از مدت کوتاهی معلم جوانی به نام آقای ربیعی به مدرسه می آید و جایگزین معلم قبلی می شود، در حالی که بچه ها علاقه ای به او ندارند و خواستار بازگشت معلم خود هستند. (و بچه ها به دلیل اینکه به معلم قبلیشان علاقمند بوده اند و فکر میکنند او به جای معلم دلبندشان آقای گلچین آمده است با او ارتباط برقرار نمیکنند و او را به شیوه های مختلفی آزار میدهند.) معلم جدید هم به شیوه های مختلف سعی میکند جلوی آزار و اذیت بچه ها را بگیرد. تکالیف زیاد و امتحانات روزانه از تنبیهات آقای ربیعی است. بچه ها سعی میکنند از طریق یکی از دانش آموزان در معلم جدید نفوذ کنند و نظر او را به خودشان جلب کنند. آقای ربیعی میپذیرد اما در بازگشت به مدرسه میبیند که چهار چرخ ماشینش پنچر شده است و او دوباره به روش قبلی تنبیهی خود بازمیگردد.
افسری بازنشسته خودرویی را طراحی میکند که دارای قابلیتهای عجیب و منحصر به فردی است؛ ولی پیش از اینکه وی خودرو را ثبت کند یا دیگران را از این موضوع آگاه کند، از دنیا میرود. ورثه او که از این موضوع اطلاع ندارند، پس از مرگش تصمیم به فروش خودرو میگیرند؛ که همین موضوع سبب به وجود آمدن ماجراهای مختلف و اتفاقات جذابی میشود.