آدم آهنی 1391
روايت پسر بچه اي است که تحت تاثير يک بازي رايانه اي خشن قرار مي گيرد و رفتار هاي وي بر اساس تأثيرپذيري از اين بازي تغيير مي کند و اين تغيير رفتار براي اين کودک و خانواده او اتفاقاتي را رقم مي زند.
روايت پسر بچه اي است که تحت تاثير يک بازي رايانه اي خشن قرار مي گيرد و رفتار هاي وي بر اساس تأثيرپذيري از اين بازي تغيير مي کند و اين تغيير رفتار براي اين کودک و خانواده او اتفاقاتي را رقم مي زند.
فرامرز و ليلي پس از گذشت يازده سال زندگي مشترك تصميم به متاركه مي گيرند. فرامرز با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق كرده و ليلي را از ديدن بچه ها محروم مي كند. ليلي كه از قصد فرامرز مبني بر خارج ساختن بچه ها از كشور مطلع مي شود؛ با كمك گرفتن از عاطفه (دوست مشترك خود و فرامرز) تغيير چهره داده و بعنوان پرستار بچه به منزل فرامرز مي رود. او كه خود را با نام گلي معرفي كرده است در جريان صحبت هاي مكرر با فرامرز در مورد همسر سابقش پي به نواقص و مشكلات زندگي خود مي برد. گلي با مشكوك شدن به فرامرز در مورد ازدواج مجدد وي تصميم به ترك منزل و بچه ها مي گيرد. اما فرامرز كه از ابتدا متوجه حضور ليلي در منزلش شده بود، مسئله ازدواج مجدد را منتفي دانسته و پيشنهاد زندگي دوباره را به ليلي مي دهد.
این فیلم داستان زندگی یک بازیگر پیشکسوت به نام حسین عطاری (جمشید مشایخی) را روایت میکند که سالهاست جلوی دوربین نرفتهاست و حالا که بناست مراسم تجلیلی برایش برگزار شود هم هیچکس از محل زندگیش خبر ندارد. اینجاست که رفقای قدیمی این بازیگر که آنها نیز مدتهاست به دنبالش هستند درصدد برمیآیند تا با کمک نوه اش، او را پیدا کنند.
اين فيلم درباره عروسک هاي عمو پيرداد است که از خانه مي گريزند و مشکلاتي را به وجود مي آورند.