برچسب ابوالفضل جلیلی

دت یعنی دختر 1372

شوان در يك مجتمع كارگري مسئول تهيه ي آذوقه و نگهبان وسايل زندگي كارگران است. بلوط خواهر شوان دچار بهت زدگي مي شود و پدر شوان براي مداواي دخترش او را به شهر مي برد و به هر دري مي زند؛ اما سرانجام بي آنكه نتيجه اي گرفته باشد دختر را به روستاي محل سكونتش باز مي گرداند.

چراغی در مه 1386

رعنا در انتظار بازگشت همسرش از جبهه است. او در حالي كه پرستار پدر سالخورده اش است، در كار چراغ سازي نيز به او كمك مي كند. رحمت، دوچرخه سواري است كه چراغي را براي تعمير به رعنا مي دهد.

میلاد 1363

يك كارمند راه آهن به دليل مبارزه عليه رژيم سلطنتي دستگير و به تهران منتقل مي شود. فرزند او، ميلاد، شاهد دستگيري پدر است. او همراه مادر و خواهر كوچكش راهي پايتخت مي شود و براي يافتن پدر به زندان هاي مختلف مراجعه مي كند. مسئولان زندان به آنها جواب سر بالا مي دهند. در تهران در اتاقي كه پدر بزرگ اجاره كرده سكونت مي كنند. پدر بزرگ در درگيري هاي خياباني كشته ميشود. ميلاد براي ادامه راه پدر بزرگ و پدر با جواناني كه در كوچه و خيابان عليه رژيم تظاهرات مي كنند همراه مي شود.

یک داستان واقعی 1374

جليلي در جستجوي پسربچه اي براي بازي در فيلم جديدش پسر ساعت بيش از سه ماه جستجو مي كند اما چهره مطلوب خود، يك نوجوان سيزده ساله با نام احمد كه كارگر نانوايي است، مي يابد. وقتي مهدي اسدي (دستيار جليلي) به سراغ او مي رود، او را از كارگاه اخراج كرده اند. جليلي در جستجوي او، به محل اقامتش مي رود و نظرش را براي بازي در فيلم جلب مي كند، اما بعداً مي فهمد كه احمد دچار مشكل و بيماري است. از اين پس، جليلي كارش را رها كرده و در پي درمان مشكل او برمي آيد...

گال 1365

در سال 1357 نوجوان روزنامه فروشي به نام حامد زادراه به دليل پخش اعلاميه بر ضد نظام سلطنتي دستگير و روانه دارالتأديب مي شود. او به مرور خود را با نوجوانان بزهكار و رفتار خشن مسئولان دارالتأديب وفق مي دهد، اما در عين حال مسبب اعتراض به وضع بد بهداري، غذا و بلاتكليفي خود نيز هست.

اصفهان برای جشنواره سنگ تمام گذاشت

«ابوالفضل جلیلی» نام پراعتباری در سینمای ماست. 15 فیلم ساخته است که به جز چند فیلم ابتدایی او در دهه 60، هیچ یک از آن‌ها در سینمای ایران اکران نشدند. اما هر چه او برای مخاطبان عام سینما، فرد گمنامی است، چهره شناخته‌شده‌ای برای فستیوال‌های کوچک و بزرگ دنیاست؛ جلیلی به‌واسطه همین فیلم‌هایی که در ایران اجازه اکران ندارند، چند ده جایزه جهانی دریافت کرده است. متأسفانه عنوان نشده چرا فیلم‌های جلیلی تاکنون نه پروانه ساخت گرفته‌اند و نه اجازه اکران دارند. ولی خود او معتقد است چون فیلم‌هایش حرف راست را به مخاطب می‌زنند و مخاطب هم حرف فیلم‌های او را باور می‌کند، فرصت اکران آثارش را نیافته است.

ابجد 1381

داستان فیلم در ایران و اواخر دهه 70 را نمایش میدهد. پسر جوانی به نام امکان عاشق دختری به نام معصوم شده است که پدر معصوم صاحب تئاتر محلی فیلم می باشد. انقلاب و جنگ آغاز شده است و معصوم با خانواده اش فرار می کند. امکان در برابر همه ، برای آرزوهای هنری خود می جنگد و به دنبال معصوl میرود. او متوجه میشود که معصوم یهودی است....