داروگ 1392
داستان این فیلم در مورد زندگی یک دانشجو است که برای امرار معاش تلاش می کند و با مشکلاتی روبرو می شود که...
داستان این فیلم در مورد زندگی یک دانشجو است که برای امرار معاش تلاش می کند و با مشکلاتی روبرو می شود که...
این فیلم روایتگر داستان زندگی یک حافظ قرآن با نام شمسالدین است.
مردی پس از سال ها تحصیل و کار به عنوان استاد دانشگاه در خارج از کشور به ایران باز میگردد و درگیر پیچش های زندگی خانوادگی و رابطه ای عشقی میگردد...
ابوالفضل جلیلی پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم شانگهای در گفتوگو با ایرنا، درباره اینکه مسیر معکوس چه زمانی در ایران اکران خواهد شد، اظهار داشت: خبر دریافت مجوز اکران فیلم تقریبا دو ماه پیش رسانه ای شد. برای نمایش آن هم…
ابوالفضل جلیلی با تبریک راهیابی جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به فهرست جشنواره های مورد تایید اسکار به ایرنا، گفت: من همیشه با تبریک گفتن چالش داشته ام زیرا گاهی تبریک های ما از صمیم قلب است و گاهی از آن تعبیر سیاست مدارانه…
در جنگ ایران و عراق، حامد که پدر و مادر خود را در بمباران و اشغال بستان گم کردهاست، به اردوگاه مهاجران جنگی در شمال کشور منتقل میشود. جنگلبان پیری، که سالها پیش همسرش را از دست دادهاست، عهدهدار مراقبت از او میشود. به زودی رابطهای عاطفی میان آن دو برقرار میشود و کودک پیرمرد را در کارهایش یاری میدهد و هنگامی که خبر آزاد سازی بستان را از رادیو میشنود شاد و خندان از بستر برمیخیزد.
موزه سینما کارگاه انتقال تجربه «کارگردانی و بازیگری در سینما» را با حضور ابوالفضل جلیلی کارگردان، فیلمنامه نویس و تدوینگر برگزار میکند.
عزیز که دکتر میباشد به همراه همسرش(نگار) برای گذراندن دوران طرح خود به روستایی میروند. زن علاقه ای به ماندن در جای دورافتاده ندارد. علیمردان روستایی که با ماشین خود دکتر را به روستا میبرد تا فرهاد که پیرمردی در روستا میباشد را ملاقات کند. در راه ماشین علیمردان خراب میشود و مجبور میشوند از مسیر صعب العبوری گذر کنند. به سختی از مسیر عبور میکنند و به روستا میرسند. پس از معاینه فرهاد توسط دکتر، مشخص میشود که او برای درمان باید به شهر بروند. علیمردان به همراه سیاوش(مرد روستایی) با تراکتور به سمت ماشین میروند تا ماشین را تعمیر کنند تا به شهر بروند. از قضا زن علیمردان حامله است. وقتی با ماشین برمیگردند متوجه میشوند وقت زایمان زن علیمردان است. زن علیمردان را سوار ماشین میکنند ولی ماشین در راه داخل رودخانه گیر میکند. درد زایمان بالا گرفته و دکتر اعلام میکند مادر دیگر دوام نمیارد و باید بچه را نگه داشت. علیمردان این درد را باور نمیکند و پس از مرگ زنش دیوانه وار به سمت جنگل میرود. زن و مرد دکتر به تنهایی از آب عبور میکنند تا به شهر بروند