برچسب ابزار دیجیتال

هگل به روایت ژیژک در عصر تکینگی و پلیس دیجیتال / وقتی مغز به شبکه وصل می‌شود

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، مسعود تقی‌آبادی نوشت: کتاب «هگل در مغز سیمی» نوشته اسلاوی ژیژک با ترجمه عباس زیدی‌زاده، در سال ۱۴۰۴ از سوی مؤسسه انتشارات فلسفه منتشر شده است. ژیژک در این اثر ۳۳۷ صفحه‌ای، با بازخوانی هگل در پرتو هوش مصنوعی، علوم اعصاب و رؤیای «مغز سیمی»، می‌کوشد نشان دهد چرا انسان را نمی‌توان به سازوکاری شفاف، منسجم و کاملاً قابل‌کنترل فروکاست؛ و چگونه خودِ تناقض‌ها و شکست‌های ما، نقطه آغاز هر بحث جدی درباره آزادی، مسئولیت و آینده دیجیتال‌اند.

از درماندگی آموخته‌شده تا عصیان علیه بی‌عدالتی/ نقش شکاف نسلی در فهم بحران / وقتی رنج، برای یکی سرنوشت است و برای دیگری بی‌عدالتی

گروه اندیشه: مصطفی سلیمانی پژوهشگر روانشناسی با نوشتن یادداشتی تحت عنوان شکاف نسلی در فهم بحران (وقتی رنج، برای یکی سرنوشت است و برای دیگری بی‌عدالتی) در سایت اندیشه ما،   به شکاف ادراکی نسل‌ها در مواجهه با بحران می‌پردازد؛ جایی که نسل قدیم رنج را «سرنوشت» و نسل جدید آن را «بی‌عدالتی» می‌بیند. از نظر سلیمانی ریشه‌ی این تعارض در طرح‌واره‌های ذهنی متفاوت نهفته است. راهکار عبور از این گسست، «گفت‌وگوی ترجمه‌ای» و رسیدن به تعادلی میان تاب‌آوری و کنشگری است تا تفاوت دیدگاه‌ها به بحرانی عمیق‌تر تبدیل نشود.این مطلب را در ادامه می خوانید: 

بزرگ‌ترین کابوس بشر عصر دیجیتال دنیای بدون رنج و مرگ / شفافیت مطلق فناوری، «سوژه آزاد» را به بن‌بست تاریخ می‌کشاند

 گروه اندیشه: یادداشت حاضر که در روزنامه ایران منتشر شده، به بررسی بخش پایانی کتاب «هگل و مغز سیمی» اثر اسلاوی ژیژک می‌پردازد که در آن مفهوم «آخرالزمان دیجیتال» واکاوی شده است. ژیژک هشدار می‌دهد که اتصال مستقیم مغزها و تحقق «تکینگی»، پایان فیزیکی جهان نیست، بلکه به معنای نابودی «سوژه انسانی» و عمق وجودی اوست. او میان وعده‌ی بهشت‌گونه‌ی تکنولوژی (جهانی بدون رنج و مرگ) و حقیقت تلخ آن یعنی «آخرالزمان بدون پادشاهی» تمایز قائل می‌شود؛ وضعیتی که در آن انسان با از دست دادن محدودیت‌ها و شکاف‌های درونی خود، از انسانیت تهی می شود. ژیژک با طرح مفهوم «سقوط از سقوط»، معتقد است خروج از نقص‌های انسانی، ما را به موجوداتی مکانیکی تبدیل می‌کند که دیگر قادر به تجربه لذت واقعی یا خلق تاریخ نیستند. در نهایت، او راه نجات را نه در نفی مطلق فناوری، بلکه در حفظ «هسته‌ی ناگفتنی سوژه»، پذیرش آگاهانه محدودیت‌ها و توانایی گفتن «نه» به شفافیت مطلق دیجیتال می‌داند تا آزادی و خودآگاهی در عصر پیوندهای مغزی قربانی نشود. این مطلب را در ادامه می خوانید: