درس صداقت و انسانیت در دل بحران از بیان مدیر ناصرخانی
سپهر بیست و هشت ساله بود، تازه شش ماه از استخدامش میگذشت و این فرصت را مدیون مرخصی استعلاجی مدیرش بود. تلفن همراهش لرزید: پیامک از همکارش: "مواظب باش، این مدیر آدمها رو میخوره. فقط راستش رو بگو."
