تهران پلاک 1 1391
عموی مراد فوت میکند و چون وارث دیگری ندارد تمام ارثش به مراد (حامد وکیلی) و خانوادهاش که در ده زندگی میکردند میرسد. این آغازی میشود بر نقل مکان آنها از ده به شهر تهران و تفاوت فرهنگی که داستانهای زیبایی را خلق میکند…
عموی مراد فوت میکند و چون وارث دیگری ندارد تمام ارثش به مراد (حامد وکیلی) و خانوادهاش که در ده زندگی میکردند میرسد. این آغازی میشود بر نقل مکان آنها از ده به شهر تهران و تفاوت فرهنگی که داستانهای زیبایی را خلق میکند…
«همسفران باد» روایتگر زندگی دانشجوی جوانی است به نام مرجان که قصد دارد پس از ارائه پایان نامه خود با موضوع مردم شناسی با موضوع مردم با موضوع مردم شناسی کشور را به قصد آمریکا ترک کند. اما خانواده او با این سفر مخالفند. مرجان برای تکمیل پایان نامهاش به توصیه استادش عازم مناطق عشایر نشین می شود در «همسفران باد» چهار دانشجو در شهرکرد، تصمیم میگیرند از مناطق عشایری چهارمحال و بختیاری، به عنوان منبع تحقیقاتی برای پروژه پایانی دانشگاهی خود استفاده کنند. «جلال» در اثر یک سانحه تصادف رانندگی میمیرد و «یوسف» تصمیم میگیرد پروژه تحقیقاتی وی را پس از تکمیل با نام خود او ارائه دهد، اما مردم ایل گمان میکنند «یوسف» تصمیم به غارت گنجینه تاریخی آنها دارد.
هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانوادهاش تأثیر بهسزایی گذاشتهاست. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانشآموزانش بهنام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی میدهد و شرایط خرید داروها را پیدا میکند، اما میفهمد که تراولها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها میشود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا میشود و ارتباطاتی با او پیدا میکند که باعث میشود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده میآورد و درگیر یک زندگی جنایی میشود.

این مجموعه اپیزودیک، فصل ۲ سریال محکومین است و با موضوع مجازات جایگزین زندان و اپیزودهایی با محوریت مشکلات مردم، اخلاق، بحران، خانواده، طلاق و… میپردازد
داستان زندگی پيرمردی را به تصوير میكشد كه در هويت و اعتقاداتش دچار ترديد شده و همين موضوع او را در مسير ديگری از زندگی قرار میدهد.

«فرشتگان قصاب» روایتی است بدیع از حضور نیروهای آمریکا و نیروهای بینالمللی سازمان ملل در خاک افغانستان و جنایتهای آنان در قاچاق اعضای بدن کودکان افغان. فرهاد و گیسو زن و شوهر افغانی که منتظر تولد فرزند خود هستند، در مخمصهای گرفتار میشوند. گیسو معلم مدرسه است و فرهاد در کمپ سازمان ملل که در افغانستان مستقر است، به عنوان مترجم کار میکند. در این میان، نیروهای ارتش آمریکا به مدرسهای که گیسو در آن درس میدهد، حمله کرده و فرهاد تلاش میکند تا ....