برچسب آزیتا ترکاشوند

اتومبیل 1399

در روز عروسی داماد، برادرش پس از آماده سازی ماشین عروس در حال آمدن نزد اوست که یک دختر جوان را سوار می کند اما پلیس ماشین را متوقف کرده و مشخص می شود داخل ماشین مواد مخدر وجود دارد و...

توطئه فامیلی 1390

رحمانی صاحب شرکتی بزرگ در آستانه مرگ قرار گرفته است. او تصمیم می‌گیرد نیمی از اموالش را به پسر شریک سابقش بدهد و او را مدیر شرکت کند، اما لادن نوه او و پوران عروسش با تصمیم رحمانی مخالف هستند و می‌خواهند به هر نحو ممکن مانع محقق شدن خواسته رحمانی شوند و…

پاتوق 1386

داستان مشتری‌های یک کافی شاپ که ماجراهای جالبی دارند که هر قسمت داستان جداگانه دارد . صاحبان این کافی شاپ یک خواهر و برادر هستند به اسم امید و آرزو ...

بی خوابی 1400

جوانی به نام محسن ناخواسته صمیمی‌ترین دوست خود صادق را به قتل می‌رساند. مادر صادق به دنبال قصاص قاتل اوست، اما اتفاقی می‌افتد که ...

چمدان 1391

داستان چمدانی است که در تهران گم می‌شود و دست به دست می‌چرخد. درب چمدان باز نمی‌شود و هرکس درباره آن نظری دارد. هرکس فکر می‌کند آرزوهای او در این چمدان دربسته است. چمدان وارد خانواده‌های مختلفی می‌شود

کوبار (مرد) 1397

داستان این سریال در مورد معلمی جوان با بازی ارمیا قاسمی است که برای آموزش دادن به روستا می‌رود و در این روستا با عشق و علاقه فراوان به کودکان راه و رسم زندگی را آموزش می‌دهد که در این مسیر دشوار با اختلافات مختلفی روبرو می‌شود.

این معلم مجبور است که ۱ سال در یک دبیرستان دورافتاده در منطقه ای کوهستانی زندگی کند. اما او در ادامه سریال با یک پزشک(پژمان بازغی) دوست می‌شود که در آن منطقه به تنهایی زندگی می‌کند.

کلاه پهلوی 1383

«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ می‌آورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده‌است. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی گری «حسن تقی‌زاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامه‌ای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاق‌های تازه‌ای در شهر سامان رخ می‌دهد.وبلانژ را طلاق میدهد