حق سکوت 1392
ميرهاشم طلبهاي جوان است که به همراه همسرش فرشته به تازگي توانسته خانه اي کوچک بخرد. تهيهي پول خانه باعث شده ميرهاشم از چک بانکي استفاده کند و حالا چک به دست يک شرخر افتاده
ميرهاشم طلبهاي جوان است که به همراه همسرش فرشته به تازگي توانسته خانه اي کوچک بخرد. تهيهي پول خانه باعث شده ميرهاشم از چک بانکي استفاده کند و حالا چک به دست يک شرخر افتاده
سعید، مرد چهل و چهار سالهای که همسرش را سالها پیش در یک سانحه از دست داده، با دختر دوازده سالهاش نبات زندگی آرام و شیرینی را در تهران سپری میکند. با ورود ناگهانی زنی به زندگی نبات، سرنوشت همهٔ آنها دستخوش تغییراتی میشود….
سارا و امير زوجي جوان، در خيابان با يک راننده تاکسي درگير ميشوند و سارا براي دفاع از امير با گوشي موبايلش ضربه هايي به راننده تاکسي ميزند. پس از يک روز آنها متوجه مي شوند که راننده تاکسي فوت شده است و سارا در عذاب وجداني ميماند که ضربه هاي او باعث مرگ راننده ميانسال شده است. او خود را معرفي مي کند و ....
پسری جوان به جبهه رفتهاست. مادر او (مریلا زارعی در نقش مش اُلفَت) در نبود پسرش روزهای تلخی را میگذراند و منتظر است که او روزی از جبهه بازگردد. او نمیداند پسرش اسیر شده یا در جنگ کشته شدهاست.
داستان فیلم از دههٔ ۱۳۵۰ آغاز میشود و داستان یک ساواکی به نام اسماعیل یارجانلو (رضا عطاران) است که درگیر ماجراهایی میشود. او که کارمند ساواک است با خرید بلیت بختآزمایی برندهٔ اعانهٔ ملی میشود. او با پولی که بُرده، ۵۰۰۰ متر زمین در عباسآباد میخرد و بر اثر سقوط شاه و انقلابِ ۱۳۵۷ مجبور به خروج از کشور میشود و وکالت زمین را به دوستش جلال خاوندی (بابک حمیدیان) میدهد و….
زنی در شمال کشور زندگی میکند. فرزند او دو سال پیش شهید شده و عروسش بعد از دو سال تصمیم دارد بار دیگر ازدواج کند. شب عروسی به مادر خبر میرسد جنازهای که دو سال پیش به خاک سپرده شده متعلق به فرد دیگری است و به احتمال زیاد فرزند او زنده است. او بعد از شنیدن این خبر جستجو را آغاز میکند و در اولین اقدام به جبهه میرود.
جلال، پس از چندسال از ترک خانواده اش، در زمان مرگ همسرش نزد بچه هايش بازمي گردد. او در جاده با دو کودک خردسالش تنها ميماند و رابطه جديدي ميان آنان شکل ميگيرد.
مرتضی (جواد عزتی) پسری است که در گاراژ کار میکند و به مناسبت سالگرد نامزدیاش از گاراژ ماشین گرانقیمتی را به عنوان امانتی برمیدارد، در همین حین که نامزد او سوار بر ماشین است و مرتضی برای خرید آبهویج بستنی میرود به ناگاه ماشین شهرداری با آینه بغل ماشین او برخورد و آینه بغل او میشکند و خسارت زیادی به ماشین وارد میشود که بعد از ۲ روز مرتضی و نامزدش مهناز (نازنین بیاتی) برای عذر خواهی به منزل شاهانه شاهرخ (محمدرضا گلزار) میروند و در آنجا اتفاقاتی رخ میدهد.