داش آکل 1396
فیلم سینمایی داشآکل برگرفته از کتاب سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه) اثر صادق هدایت رابطهٔ عاشقانه ای را روایت میکند که «لوطیان» و «قداره کشان» آواز عشق «مرجان» را هنوز بعد از سالها روایت میکنند.
فیلم سینمایی داشآکل برگرفته از کتاب سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه) اثر صادق هدایت رابطهٔ عاشقانه ای را روایت میکند که «لوطیان» و «قداره کشان» آواز عشق «مرجان» را هنوز بعد از سالها روایت میکنند.
دکتری است که با وجود داشتن همسر، دو فرزند و یک زندگی آرام، عاشق زنی ۳۰ سال کوچکتر از خودش میشود که این کار اتفاقاتی را در فیلم رقم میزند.
لیلا برای گرفتن جواب آزمایش خود به بیمارستانی میآید که شوهر دومش محسن در آن کار میکند. او درحالی که منتظر گرفتن جواب آزمایش است به زری و رضا دو آشنای قدیمی برخورد میکند. زری از شدت درد آپاندیس به خود میپیچد.
موعد دفترچه زری سرآمده و رضا چون پول ندارد تا زری را آزاد درمان کند از لیلا میخواهد تا دفترچه خودش را در اختیار او بگذارد. این کار غیر قانونی مشکلاتی را به وجود میآورد که سرآغاز ماجراهای بعدی است.
خسرو ( شهاب حسینی ) مرد جوانی است که به بیماری دو قطبی مبتلاست و باید مدتی را در خانه برادرش ناصر ( ناصر هاشمی ) و همسرش ( هنگامه قاضیانی ) بگذارند. اما رفتارهای عجیب و کودکانه خسرو آرامش خانه ناصر را از بین می برد و...
داستان فيلم به اوايل جنگ و حمله عراق به خرمشهر باز مي گردد. اين نوجوان تنها به انگيزه دفاع از آب و خاك و ناموس، رشادت هاي بسياري را بروز داده است. اين نوجوان در ابتدا به دست نيروهاي عراقي مي افتد و مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد اما اعتماد عراقي ها را جلب كرده و مواد غذايي، مهمات و گراي دشمن را به نيروهاي ايراني مي رساند.
عطا و معصومه زن و شوهري هستند که در خانه اي مستاجر بوده و موعد تخليه منزل مسکوني شان فرار رسيده است اما عطا مي خواهد هر طور که شده قرارداد را تمديد کند با آنکه او با عدم توانايي مالي مواجه است
مردي به نام توماج (با بازي امير آقايي) از زندان فرار ميکند و به نزد همسرش (با بازي طناز طباطبايي) ميرود. بعدها متوجه ميشود که او مورد تجاوز قرار گرفته است. از گذشته رابطهي عاشقانهاي بين همسر او و يوسف (با بازي ميلاد کي مرام) وجود داشته و برادر يوسف (با بازي صابر ابر) دوست صميمي توماج است و به نوعي پل ارتباطي بين يوسف و توماج…
داستان نويسي به نام جهانگير گلستانه چند سال قبل با همسرش رعنا ازدواج کرده است. آن 2 يک پسر به نام نيما دارند که 6 ساله است. جهانگير سه کتاب چاپ کرده است اما هيچکدام از اين کتاب ها نتوانسته اند براي او پولي به همراه بياورند. خانواده در خانه اي اجارهاي که صاحبش از آشنايان قديم جهانگير است زندگي و اجاره مختصري مي پرداختند، اما طولي نمي کشد که آن دوست قديمي تماس گرفته و مي گويد قصد دارد در خانه اش ساکن شود. اين خبر زندگي جهان را به هم مي ريزد و… .