دور باطل مذاکره یا حفظ مولفه‌های قدرت؟ /حرف شریعتمداری‌ها دقیق‌تر بود

آنچه به‌صورت مستند می‌توان گفت این است که مذاکرات متعدد ایران و آمریکا، تاکنون نتواسته منافع کشور را تامین کند در حالی که اهمیت راهبردی مؤلفه‌های قدرت مانند حفظ مدیریت تنگه هرمز توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کند و این بار با جرات می‌توان گفت حسین شریعتمداری و همفکران او در این خصوص موضع دقیق‌تری داشته‌اند.
آنچه به‌صورت مستند می‌توان گفت این است که مذاکرات متعدد ایران و آمریکا، تاکنون نتواسته منافع کشور را تامین کند در حالی که اهمیت راهبردی مؤلفه‌های قدرت مانند حفظ مدیریت تنگه هرمز توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کند و این بار با جرات می‌توان گفت حسین شریعتمداری و همفکران او در این خصوص موضع دقیق‌تری داشته‌اند.

تنگه هرمز

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ در سپهر سیاسی ایران، همواره دو نگاه در برابر یکدیگر قرار داشته‌اند؛ نخست، رویکردی که حل‌وفصل اختلافات با آمریکا را از مسیر مذاکره و دیپلماسی دنبال می‌کند و دوم، دیدگاهی که معتقد است حفظ و تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی، مهم‌ترین عامل بازدارندگی و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است.

اگر اختلافات سیاسی موجود را کنار بگذاریم، بررسی تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که استفاده از میز دیپلماسی برای احقاق حقوق ملت و تامین منافع ملی ایران، آنچنان نتوانسته فرآیندی موفقیت آمیز و قابل دفاع باشد.

شاید بتوان مهمترین تجربه در این زمینه را توافق هسته‌ای (برجام) در سال ۱۳۹۴ دانست این توافق پس از سال‌ها مذاکره میان ایران و قدرت‌های جهانی به دست آمد، اما در سال ۲۰۱۸ دولت دونالد ترامپ به صورت یک‌جانبه از آن خارج شد و تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران بازگردانده شد. از آن زمان نیز چندین دور مذاکره برای احیای برجام، از جمله مذاکرات وین، بدون دستیابی به توافق نهایی پایان یافت. این روند باعث شده است منتقدان مذاکره استدلال کنند که صرف اتکا به گفت‌و‌گو، بدون پشتوانه مؤلفه‌های قدرت، تضمینی برای تأمین منافع ملی ایجاد نمی‌کند.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *