
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشتسازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشورها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی میبخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهرهبرداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بیطرف برای گذر نفتکشها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگینترین وزنه در ترازوهای منطقهای و بینالمللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بینالمللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقبنشینی قدرتهای فرامنطقهای میشود، ریشه آن را باید در موجهای خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جستوجو کرد.
موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد
مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیلگران قرار میدهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعاهای جبهه مقابل را در هم شکست، زیادهخواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بیبدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.
