
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، ابوالفضل لطفی؛ فرد مورد نظر به پشت تریبون رفته و میکروفون را در دست میگیرد و صحبتهای خود را آغاز میکند. همه نگاههای اطرافیان حاضر در خیابان به اوست و دوربین نیز به سمت تریبون تنظیم میشود. او از وضعیت بدمعیشتی و سخت زندگی خود میگوید که در این روزها تحت تنگاهای زیادی قرار گرفته است و حمایتی از او نمیشود. از گرانشدن هرروزهی کالاها و تورم افسارگسیخته میگوید که کمر او را در این اوضاع بیپولی و بیکاری شکسته است. همچنان نگاه مردم و دانشجویان به سمت اوست و او بعضاً با بغض و بعضاً با عصبانیت و فریاد صحبتهای خود را از تریبون اعلام میکند. صحبتهای او تمام میشود و مردم برای او دست میزنند و او میکروفون را به دست مجری میدهد.
