چطور حریف تمرینی بوکسورها شدم؟/ از زرد بیمارگونه به قرمز خفه‌گونه!

یک روز دوشنبه، نوبت باشگاه مشت‌زنی شد، با یوسف. احسان و سعید نبامدند برای خندیدن و فیلم‌برداری. مرتضی سپهوند هم نیامد که یوسف حریف تمرینی‌اش شود. برای همین، بعد از گرم کردن، من شدم حریف تمرینی یوسف.

یک روز دوشنبه، نوبت باشگاه مشت‌زنی شد، با یوسف. احسان و سعید نبامدند برای خندیدن و فیلم‌برداری. مرتضی سپهوند هم نیامد که یوسف حریف تمرینی‌اش شود. برای همین، بعد از گرم کردن، من شدم حریف تمرینی یوسف.

چطور حریف تمرینی بوکسورها شدم؟/ از زرد بیمارگونه به قرمز خفه‌گونه!

گروه دانشگاه خبرگزاری داشنجو-عابد نظری؛ سعید قهرمان دومیدانی بود. قهرمان تکواندو هم بود. پشت خط مانده بود برای حضور در تیم ملی. در وزن یوسف کرمی. از معدود تهرانی‌ها. ساکن منیریه. اصالتا زنجانی بود. یوسف قهرمان بوکس بود. حریف تمرینی مرتضی سپهوند. اولین بوکسور المپیکی ایران. خودش می‌گفت حریف تمرینی. ما البته همیشه لباس‌های خونی و لب‌های ورم کرده‌اش را می‌دیدیم. احسان هم قهرمان موی‌تای بود. احسان و یوسف اهل الیگودرز بودند. ما همه در خرم‌آباد دانشجو بودیم. هم‌اتاقی‌های خوابگاه مطهری. اتاق 107. سعید و احسان و یوسف، همه قهرمان‌های مسابقات قهرمانی دانشجویان ایران بودند. من وسط این‌همه آدم ورزیده و تن‌سلامت، یک ریشوی لاغر بودم. نحیف. کمی بیشتر از 50 کیلو. که البته بیشتر همین وزن هم ریش و مو بود. فی‌الواقع اگر این ریش و مو را می‌زدم همان وقت باد من را هم با خود برده بود.

 

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *